عمران را بر بالاى منبر مىخواند و مىگفت : در احد نازل شده است . سپس گفت : در روز احد از اطراف پيامبر ( ص ) پراكنده شديم . من از كوه بالا رفتم . شنيدم يك نفر يهودى مىگويد : محمّد كشته شد . گفتم : اگر از كسى بشنوم كه بگويد محمّد كشته شده ، گردنش را مىزنم . نگاه كردم ، رسول خدا ( ص ) را ديدم كه مردم به سوى او بر مىگردند . پس اين آيه نازل شد : * ( « و ما محمّد الا رسول قد خلت من قبله الرسل . » ( 1 ) اى كاش مىدانستم كه آن مردى يهودى در آنجا چه مىكرد و از كجا آمده بود ؟ و چنين حماسه اى كى از قريش سر زده بود ؟ ! 3 - روايتى كه در كنز العمال در تفسير سورهء آل عمران پس از حديث فوق الذكر ابن المنذر ( 2 ) از ابن جرير از كليب آورده كه گفت : عمر براى ما خطبه خواند . سورهء آل عمران را خواند . وقتى به اين فرمودهء خداوند متعال رسيد كه مىگويد : * ( « ان الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان » ( 3 ) گفت : در روز احد ، آنان را شكست داديم . من فرار كردم تا بالاى كوه رسيدم . . .
4 - روايتى كه ابن ابى الحديد ( 4 ) به نقل از واقدى آورده كه مىگويد : « هنگامى كه ابليس فرياد بر آورد كه محمّد كشته شد ، مردم پراكنده شدند . . . از جمله كسانى كه فرار كردند ، عمر و عثمان بودند . »
5 - روايتى كه باز وى از واقدى در داستان حديبيه نقل كرده كه گفت : « عمر گفت : مگر به ما نگفته بودى كه به زودى وارد مسجد الحرام خواهى شد ؟ ! » تا اينكه مىگويد : « پيامبر ( ص ) رو به عمر كرد و فرمود : آيا روز احد را فراموش كردهايد كه از كوه بالا مىرفتيد و پشت سرتان را نگاه نمىكرديد و من يك يك شما را صدا مىزدم ؟ ! » و روايات فراوان ديگر .
در مورد فرار ابوبكر نيز اخبارى از اهل سنت آمده كه بعضى از آنها را در دلايل فرار سعد و طلحه آورديم و از جمله موارد زير را بر مىشماريم :
1 - روايت حاكم در مستدرك ( 5 ) كه آن را از عايشه نقل كرده و صحيح خوانده است و آن روايت چنين است : ابوبكر گفت : هنگامى كه در جنگ احد مردم از اطراف رسول خدا ( ص ) پراكنده شدند ، من اوّلين فردى بودم كه بازگشتم .
هامش
( 1 ) . آل عمران / 144 .
( 2 ) ج 1 ، ص 238 .
( 3 ) . آل عمران / 155 .
( 4 ) . ج 3 ، ص 390 .
( 5 ) . ج 2 ، ص 27 .