تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
اطراف رسول خدا ( ص ) فرار كردند ، من نيز به گوشه اى رفتم و گفتم : از خود دفاع مىكنم ، يا شهيد مىشوم يا نجات مىيابم . » 3 - روايت ابن ابى الحديد از واقدى كه گفت : « در آن روز هشت نفر با رسول خدا ( ص ) پيمان مرگ بستند . سه تن از مهاجران و پنج نفر از انصار ، مهاجران على و طلحه و زبير بودند . . . اما ساير مسلمانان فرار كردند ، رسول خدا ( ص ) آنها را به نبرد مىخواند تا اينكه در نزديكى مهراس ، تنها ماند . » قوشچى در شرح تجديد الاعتقاد ، آنجا كه خواجه نصير الدين طوسى مسئلهء جنگ احد را مطرح كرده ، مطلبى دارد كه بر فرار سعد و طلحه دلالت مىكند . وى مىگويد : پيامبر ( ص ) هم لوا و هم پرچم را به على داد . پرچم مشركان به دست طلحة ابن ابى طلحه بود كه او را « كبش الكتيبه » ( 1 ) مىناميدند . على او را كشت . ديگرى پرچم او را به دست گرفت . على او را هم كشت . يكى پس از ديگرى كشته شدند تا شمارشان به نه رسيد . مشركان پا به فرار گذاشتند و مسلمانان به جمع غنايم پرداختند . خالد بن وليد افراد خود را جمع كرد و بر پيامبر ( ص ) حمله كرد . آنان با شمشير تير و سنگ آن حضرت را هدف قرار دادند كه چنان كه از هوش رفت . مردم از دور او فرار كردند مگر على . پيامبر ( ص ) وقتى كه به هوش آمد ، به او نگاه كرد و گفت : اينان را از من دور ساز . على آنان را از دور پيامبر دور كرد و فرارى ساخت . بيشتر كشتگان قريش به دست او كشته شدند . اخبار ما نيز به همين مضمون آمده است امّا ثبات قدم ابودجانه را هم بيان كرده است . اگر هم به فرض بپذيريم كه طلحه و سعد ماندند و فرار نكردند ، باز هم هيچ دلاورى چشمگيرى از آن دو سراغ نداريم . ادعاى اينكه دست طلحه در دفاع از پيامبر ( ص ) فلج شد ، محل نظر است . لذا شعبى آن را با ظن و گمان بيان كرده است . در كنز العمال ( 2 ) در كتاب غزوات از ابن ابى شيبه از شعبى نقل كرده كه گفت : « در روز احد ، بينى پيامبر ( ص ) و دندان حضرت شكست و چنين مىپندارد كه طلحه براى محافظت از رسول خدا ( ص ) دستش را جلوى صورت ايشان گرفت و به همين سبب ضربه ديد و ناكار شد » . شايد
هامش
( 1 ) . مهتر و سردار لشكر . ( 2 ) . ج 5 ، ص 277 .