حقيقت داستان سورهء برائت را نيز پيش از اين بيان كرديم و آورديم كه علت آن بود كه مردمان عرب لغو پيمان را تنها از سوى صاحب پيمان يا فردى از قبيلهء او معتبر مىشمردند . لذا پيامبر ( ص ) على را براى اعلام سورهء برائت گسيل داشت تا آنان پيمانهاى خود را با پيامبر ( ص ) لغو شده تلقى كنند ، نه براى آنكه ابوبكر در اعلام سورهء برائت مورد اعتماد نبود . اين گفتهء وى كه مردى مثل ابوبكر كه بزرگ مهاجران و امين رسول خدا ( ص ) بود مورد وثوق و اعتماد آن حضرت ( ص ) در لغو پيمان و قرائت سورهء برائت نباشد ، سخنى است كه هيچ مسلمانى نمىپذيرد و ناشى از نهايت تعصب و بىخبرى وى نسبت به احوال صحابه است ! من مىگويم :
در جنگ احد ، اين على بن ابى طالب ، ابودجانه و شهداى آن روز بودند كه فداكارى كردند و آنچه كه در مورد دلاورى طلحه و سعد گفته ، محل نظر است . چه آنان نيز از جمله فراريان از صحنهء جنگ بودند . طبرى در تاريخ ( 1 ) خود از قاسم بن عبد الرحمن روايت كرده كه گفت :
انس بن نظر عموى انس بن مالك به عمر بن خطاب و طلحة بن عبيد اللَّه كه در ميان گروهى از مهاجران و انصار بودند و دست از جنگ كشيده بودند ، رسيد ، به آنان گفت : چرا اينجا نشستهايد ؟ ! گفتند : محمد ، رسول خدا ( ص ) كشته شد . انس گفت : زندگى بعد از او را مىخواهيد چه كنيد ؟ ! برخيزيد و براى آنچه كه رسول خدا كشته شد ، كشته شويد . آنگاه خود ، در پيشاپيش آنان جنگيد تا شهيد شد .
مانند اين نقل در كامل ابن اثير ( 2 ) و الدر المنثور سيوطى به نقل از ابن جرير آمده است . اين روايت بر فرار طلحه و اينكه او اهل دلاورى نبود ، دلالت دارد .
موارد زير نيز بر فرار سعد دلالت دارد :
1 - روايت طبرى ( 3 ) از سدى كه گفت : كسى جز طلحه و سهل بن حنيف نايستاد .
2 - روايت حاكم در كتاب المغازى مستدرك ( 4 ) از سعد كه گفت : « وقتى مردمان آن گونه از
هامش
( 1 ) . ج 3 ، ص 19 .
( 2 ) . ج 2 ، ص 75 .
( 3 ) . ج 3 ، ص 20 .
( 4 ) . ج 3 ، ص 26 .