المؤمنين » ( 1 ) منظور على ( ع ) و كسانى است كه با او ثابت قدم ماندند . على ( ع ) در جلوى پيامبر ( ص ) شمشير مىزد و عباس در سمت راست و فضل در طرف چپ ، ابوسفيان بن حارث نيز زينش را گرفته بود . نوفل و ربيعه دو پسر حارث ، عبداللَّه بن زبير بن عبدالمطلب و عتبه و معتب دو پسر ابو لهب نيز با پيامبر ( ص ) ماندند . على ( ع ) جمع زيادى از سپاهيان دشمن را كشت . مشركان فرار كردند و عده اى به اسارت در آمدند . امير المؤمنين ( ع ) در تمامى جنگهاى پيامبر ( ص ) حضور داشت و فداكارى كرد ( مگر جنگ تبوك ) . پس از پيامبر ( ص ) با ناكثين ، قاسطين و مارقين جنگيد . ابوبكر انبارى در امالى خود روايت كرده كه :
على ( ع ) در مسجد در كنار عمر نشست . گروهى از مردم نيز با او نشسته بودند .
چون على ( ع ) برخاست ، مردى متعرض وى شد و به او نسبت تكبر و عجب داد .
عمر گفت : تكبر و غرور ، مردى چون او را مىسزد . به خدا سوگند ، اگر شمشير او نبود ، پايههاى اسلام بر پا نمىشد . گذشته از اين ، او داناترين امت به قضاوت و با سابقه ترين و شريفترين آنان است . آن مرد به عمر گفت : اى امير المؤمنين ! چه چيزى تو را باز داشت ( كه خلافت را به او بسپارى ) ؟ عمر گفت : چون جوان بود و خاندان عبدالمطلب را دوست داشت و سورهء برائت را او به مكه برد ؛ چه پيامبر ( ص ) ابوبكر را به مكه فرستاد تا آن را به مردم اعلام كند . جبرئيل فرود آمد و به او گفت : خدايت تو را سلام مىرساند و مىگويد : آن ( سوره برائت ) را احدى جز تو يا كسى از خودت ، نبايد برساند .
همين داستان به تنهايى براى اثبات بزرگوارى و بلند مرتبگى او بس است بخصوص نسبت به كسى در ابلاغ يك سوره نيز مورد وثوق و اعتماد نيست .
اين شجاعت على ( ع ) در حالى بود كه غذاى گوارا نمىخورد . چه آن حضرت هرگز سه روز متوالى نان گندم نخورد ، بلكه غذايش نان جوين بىخورش بود كه آن را در كيسه اى مىگذاشت و درش را مىبست تا مبادا حسن و حسين ( ع ) آن را نرم كنند . فراوان روزه مىگرفت و بسيار نماز مىخواند و در عين حال چنان نيرومند بود كه دروازهء خيبر را
هامش
( 1 ) . توبه / 26 .