تنها او بود كه خدا را چنان كه بايد ، پرستش كرد و فرمود : تو را به خاطر ترس از آتش جهنم و شوق بهشت پرستش نكردم بلكه تو را شايسته عبادت يافتم ، پس تو را پرستش كردم .
فضل مىگويد :
نه عابدان مىتوانند به پاى عبادت امير المؤمنين ( ع ) برسند و نه پرهيزگاران . فرشتگان از تحمل آن ناتوانند و كرّوبيان از اقيانوس زلال آن جرعه جرعه مىنوشند . چگونه چنين نباشد و حال اينكه او جلال قدس و جمال ملكوت را از همه نيكوتر مىشناخت و براى رسيدن به جبروت ، از همه شيداتر بود . اما اينكه گفت : او بود كه چنان كه بايد خداوند را پرستش كرد ، درست نيست . زيرا پيامبر ( ص ) با اينكه به كمال عبادت پروردگار رسيده بود فرمود : آنگونه كه بايد تو را عبادت نكرديم . عارفان نيز اتفاق دارند كه احدى نمىتواند آنگونه كه بايد خدا را پرستش كند . دلايل اين مطلب در جاى خود آمده است .
من مىگويم :
آنچه ممتنع است ، عبادت آن گونه كه بايد از تمامى جهات كمّى و كيفى است ، نه از يك جهت خاص . مثل عبادت خداوند سبحان فقط به خاطر خدا نه به خاطر ترس يا طمع در چيزى . منظور مصنّف ( ره ) نيز اين نوع عبادت است . بدين سبب ، جملهء امير المؤمنين ( ع ) را كه مىفرمايد : تو را به خاطر ترس از آتش جهنم و شوق بهشت پرستش نكردم . . . آورد ، تا نشان دهد كه او خدا را چنان كه بايد عبادت كرده ؛ يعنى عبادت آزادگان ، نه عبادت بندگان و سوداگران .
ابن ابى الحديد در مقدمهء شرح نهج البلاغه مىگويد :
امير المؤمنين ( ع ) از لحاظ عبادت از همگان عابدتر و نماز و روزهاش از تمام مردمان بيشتر بود . مردم نماز شب و توجه به اوراد و اذكار الهى و انجام مستحبات را از او آموختند .
شما چه مىانديشيد در مورد مردى كه چنان بر عبادت خود محافظت داشت كه در ليلة الهرير ، زيرا اندازى برايش گستردند و او در حالى كه تيرها در برابرش فرود مىآمد و زوزه كشان از كنار گوشش مىگذشت ، به نماز ايستاد و بىآنكه هراسى به دل راه دهد از جايش برنخاست تا عبادتش را به پايان رسانيد ؟ ! و چه مىگوييد دربارهء مردى كه
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 469
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٤٦٩