تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١

مطلب دوم : جهاد امير المؤمنين ( ع )

مصنّف - شرّف اللَّه قدره - مىگويد : همانا كه بر پايى مبانى دين و تثبيت پايه‌هاى آن و آشكار شدن نشانه‌هاى آن به واسطهء شمشير مولاى ما ، امير المؤمنين ( ع ) بود . فرشتگان از شدّت مهارت او در جنگها به شگفت آمدند . در جنگ بدر كه سختترين و اوّلين جنگ مسلمانان بود ، قهرمانان قريش را كه مبارز مىطلبيدند ، كشت . كسانى چون وليد بن عتبه ، عاص بن سعيد بن العاص كه مسلمانان از او مىگريختند . يا نوفل بن خويلد كه پيش از هجرت ابوبكر و طلحه را با ريسمانى به يكديگر بست و آنگاه آنان را شكنجه نمود . هنگامى كه رسول اكرم ( ص ) شنيد ، نوفل در سپاه مشركان قريش است ، فرمود : خداوندا ! شر نوفل را از سر من كوتاه كن . و چون على ( ع ) او را كشت ، رسول خدا ( ص ) فرمود : ستايش خدايى را كه دعايم را در مورد وى اجابت كرد . على ( ع ) در آن روز سرداران قريش را يكى پس از ديگرى كشت تا جايى كه نيمى از كشتگان كه هفتاد نفر بودند ، به دست او كشته شدند و تماس مسلمانان و سه هزار از فرشتگان كه به كمك سپاه اسلام آمده بودند و پرچمهايى كه نشانهء سپاه اسلام بر آن بود ، در دست داشتند ، نصف ديگر را كشتند . در جنگ احد كه مسلمانان از اطراف پيامبر ( ص ) گريختند و رسول اكرم ( ص ) مورد اصابت قرار گرفت و مشركان قريش با شمشير و نيزه به آن حضرت ( ص ) حمله بردند ، على ( ع ) از او دفاع مىكرد و چون حضرت ( ص ) به هوش آمد ، به او نگاه كرد و فرمود : مسلمانان چه كردند ؟ حضرت پاسخ داد : پيمان شكستند و گريختند . فرمود : اينان را از من دور كن على ( ع ) مشركان را از آن حضرت راند . كسى در مدينه فرياد زد كه پيامبر ( ص ) كشته شد . دلها فروريخت جبرئيل فرود آمد و ندا داد : « لا سيف الا ذوالفقار و لا فتى الا على » و به پيامبر ( ص ) گفت : اى رسول خدا ! فرشتگان از اين مواسات و فداكارى على به شگفت آمده‌اند . پيامبر ( ص ) فرمود : چه چيزى او را از اين فداكارى باز دارد و حال اينكه او از من است و من از او . بعضى از مردم بخاطر ثبات قدم على ( ع ) برگشتند . عثمان هم بعد از سه روز برگشت . پيامبر ( ص ) فرمود : راه زيادى رفتى ! در جنگ خندق ، مشركان قريش مدينه را محاصره كردند . چنان كه خداوند متعال فرموده : * ( « اذ جاؤكم من فوقكم و من أسفل منكم . » ( 1 ) در آن روز مبارز طلبيدند ، احدى از مسلمانان جز على ( ع ) به ميدان نرفت . در همان جنگ بود كه على ( ع ) عمرو بن عبدود را كشت . ربيعة السعدى گويد : نزد حذيفة بن يمان آمدم و به او گفتم : اى ابا عبد اللَّه ! ما از على
هامش
( 1 ) . احزاب / 10 .