مطلب هفتم : استجابت دعا ، حسن اخلاق و بردبارى امير المؤمنين ( ع )
مصنّف - قدّس اللَّه روحه - مىگويد :
رسول خدا ( ص ) دعاى او را خوش يمن دانست و روز مباهله از او خواست كه وقتى دعا مىكند ، او آمين بگويد . هيچ يك از صحابه به چنين مقام بلندى نرسيدند . آنگاه كه از انس ابن مالك خواست كه در مورد اين فرموده پيامبر ( ص ) : « من كنت مولاه فعلى مولاه » گواهى دهد ، انس عذر آورد كه فراموش كرده است ، حضرت او را نفرين كرد و فرمود :
خداوندا ! اگر دروغ مىگويد ، او را چنان به پيسى مبتلا كن كه عمامه آن را نپوشاند . پس به پيسى مبتلا شد . همچنين براء ( 1 ) را كه اخبار حضرت را به معاويه مىرساند ، نفرين كرد كه كور شود . در نتيجه كور گشت . دوبار دعا فرمود كه خورشيد برايش برگردد ، و خورشيد برايش برگشت . دعا كرد كه آب شهر كوفه كم شود ، چه آنقدر آب زياد شده بود كه مردم ترسيدند شهر را در خود فرو برد ، آب در اثر دعاى حضرت آنقدر كم شد كه ماهيها و حيوانات آبزى ، نمايان شدند و با حضرت گفتگو مىكردند تا جايى كه مردم را به تعجب انداخته بود .
حسن اخلاق امير المؤمنين ( ع ) ، به نهايت رسيده بود تا آنجا كه دشمنانش او را اهل مزاح و شوخ طبعى خواندهاند . همين طور است عقل و خرد آن حضرت . رسول خدا ( ص ) به فاطمه ( ع ) فرمود :
من تو را به همسرى كسى در آوردم كه از تمامى مردمان زودتر اسلام آورد و از همهء آنان عملش بيشتر و خردش افزونتر است .
فضل مىگويد :
آنچه كه در اينجا درباره استجابت دعاى امير المؤمنين بيان كرده ، چيزى است كه جاى شك و ترديد ندارد . اگر دعاى سرور اوليا به اجابت نرسد پس دعاى چه كسى به اجابت خواهد رسيد ؟ امّا اينكه گفت : پيامبر ( ص ) دعاى او را خوش يمن دانست ، در مورد اين مطلب و اينكه چرا وى را با خود شريك نمود ، در آيهء مباهله سخن گفتيم . و آورديم كه اين عادت اهل مباهله است كه خويشان ، فرزندان و زنان خود را براى دعا ،
هامش
( 1 ) . در يك نسخه « مغيره » آمده است .