تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
من مىگويم : هدف ، بيان زهد امير المؤمنين ( ع ) نيست . چرا كه زهد او آشكارتر از آن است كه به گفتن نياز داشته باشد . بلكه منظور آن است كه وى ، زاهدترين مردم است تا از اين راه فضيلت ذاتى او بر ديگران و نزديكى او به حق تعالى ثابت گردد . چرا كه اگر اينان ، به آن اقرار كنند كه ديگر بحثى نيست والَّا ، اگر مىتوانند كسى چون او بياورند ! ! اينكه فضل دانشمندان اهل سنت را اين گونه پيراست ، حقيقت ندارد . زيرا آنان بزرگترين و جامعترين فضيلت حضرت كه در برگيرندهء مزاياى فراوانى است ؛ يعنى خلافت او را كه با نص پيامبر ( ص ) ثابت شده ، انكار كردند و منكر عصمت و فضيلت و برترى او بر ديگران - كه از آشكارترين ضروريات است - شدند . خود فضل نتوانسته كه ، به برترى امام متقيان و امير مؤمنان در علم و شجاعت و زهد اقرار كند ، بلكه همان گونه كه ديديد ، فقط اصل اين صفات را براى حضرت ، ثابت مىكند . آيا به نظر شما انكار فضايل حضرت به انكار علم و شجاعت و زهد اوست ؟ ! اين را كه حتى خوارج هم نمىتوانند انكار كنند ! ! حديثى را كه مصنّف ( ره ) از اخطب خوارزم نقل كرد ، كنز العمال ( 1 ) و نيز ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( 2 ) هر دو از ابو نعيم در حلية الاولياء به سند خود از عمار نقل كرده‌اند و لفظ آن چنين است : اى على ! همانا كه خداوند تو را به زينتى آراسته است كه بندگان را به زينتى دوست داشتنىتر از آن نياراسته است ، اين زينت ، زينت ابرار نزد خداست ، يعنى زهد در دنيا ؛ نه تو از دنيا چيزى مىكاهى و نه دنيا از تو . خداوند محبّت مسكينان را به تو داده است . پس تو را چنان كرده كه از پيروى ايشان خشنود باشى و آنان نيز از امامت تو خرسند . سپس ابن ابى الحديد مىگويد : ابو عبد اللَّه احمد بن حنبل در مسند خود افزوده : پس خوشا به حال كسى كه تو را دوست بدارد و تصديق كند و بدا به حال كسى كه بغض تو را داشته باشد و تو را تكذيب نمايد .
هامش
( 1 ) . ج 6 ، ص 159 . ( 2 ) . ج 2 ، ص 449 .