تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
سرور پرهيزگاران در روز قيامت است . به خدا سوگند كه اين را از پيامبرتان شنيدم . ابو اسرائيل از حكم از ابو سليمان مؤذن روايت كرده كه على مردم را سوگند داد كه چه كسى شنيده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : من كنت مولاه فهذا على مولاه ؟ گروهى شهادت دادند . زيد بن ارقم از اداى شهادت خوددارى كرد و شهادت نداد ، در حالى كه آن را مىدانست . على از خدا خواست كه بيناييش از بين برود . او نيز كور شد . پس از آنكه بينايى خود را از دست داد ، اين حديث را براى مردم نقل مىكرد . ( 1 ) در همين كتاب ، در جايى ديگرى ، مسئلهء پيسى وى را بيان كرده ، مىگويد : « ابن قتيبه و مسئلهء پيسى و نفرين را در كتاب المعارف در باب » البرمى من اعيان الرجال « آورده است . ابن قتيبه بنابر مشهور دربارهء على ، متهم نبود . . . » ( 2 ) احمد در مسند خود از چند طريق ، گواهى خواستن امير المؤمنين ( ع ) در ميدان و به پا خاستن شاهدان و اداى شهادت ، را روايت كرده است . در بعضى از اين طرق آمده است : همگان به پا خاستند مگر سه نفر كه على ( ع ) آنان را نفرين كرد و چنان كه در آيهء دوّم گذشت ، دعايش آنان را گرفت . از سوى ديگر ، فضل ، آنچه را كه مصنّف در باب خردمندى و خوشخويى امير المؤمنين ( ع ) - كه دو فضيلت مطلوب در امامان است - آورده فراموش كرده است . در اين مطلب نيز شكى نيست كه آن حضرت ( ع ) در اين دو فضيلت نيز بر ديگران امتياز داشت . روايتى را كه مصنّف ( ره ) از پيامبر ( ص ) در مورد خردمندى امير المؤمنين ( ع ) نقل كرد ، احمد در مسند ( 3 ) خود و نيز در كنز العمال ( 4 ) از ابن جرير نقل كرده كه گفت : صحيح است و نيز دولابى در الذرية الطاهره در حديثى كه در آن از خواستگارى ابوبكر و عمر از فاطمه ( ص ) و پاسخ منفى پيامبر ( ص ) و به همسرى على ( ع ) در آمدن وى سخن به ميان آمده ، چنين آورده كه پيامبر ( ص ) به فاطمه ( ص ) فرمود : « به خدا سوگند كه تو را به همسرى داناترين و خردمندترين مردم و كسى كه از همه زودتر مسلمان شد ، درآوردم » . در يك
هامش
( 1 ) . ج 1 ، ص 361 . ( 2 ) . ج 4 ، ص 388 . ( 3 ) . ج 5 ، ص 26 . ( 4 ) . ج 6 ، ص 392 .