همراه مىسازند . از سخنان وى چنين فهميده مىشود كه پيامبر ( ص ) به خاطر نيازى كه به دعاى او داشت آن را خوش يمن دانست ، در حالى كه چنين چيزى از لحاظ عقل و نقل باطل است . از نظر عقل باطل است ، زيرا بدون شك ، پيامبر ( ص ) مستجاب الدعوه بود و كسى كه خود مستجاب الدعوه باشد ، نيازى به دعاى ديگرى ندارد . از نظر نقل هم باطل است . چون شركت دادن وى براى دعا و مباهله ، براى اين نبود كه دعاى او خوش يمن است و كمك مىكند بلكه علت آن چيزى بود كه آورديم .
امّا اينكه گفت : امير المؤمنين از انس بن مالك شهادت طلبيد ولى او عذر آورد كه فراموش كرده است . پس او را نفرين كرد . . . ظاهرا اين داستان ساختهء رافضيان است . زيرا خبر « من كنت مولاه فعلى مولاه » در غدير خم بود و به دليل كثرت كسانى كه آن را شنيده بودند ، همچون حديث مستفيض بود . پس چه نيازى به شهادت خواستن از انس بود ؟ اگر به فرض بپذيريم كه او از انس گواهى خواست ولى انس گواهى نداد ، باز اخلاق امير المؤمنين چنان نبود كه صحابى رسول خدا ( ص ) و كسى را كه مدت ده سال خادم آن حضرت بود ، نفرين كند تا دچار پيسى شود ! به هر حال ساختگى بودن حديث آشكار است .
من مىگويم :
استجابت دعا در مثل اين امور خارق العاده جز براى پيامبر يا وصى پيامبر امكان پذير نيست . زيرا مشتمل بر معجزه است . و كسى غير از امير المؤمنين ( ع ) مانند آن را ندارد .
پس آن حضرت امام است . و اما رازى كه براى كمك گرفتن از دعاى على ، بيان كرده از جمله رازهاى باطنى مخصوص دشمنان اهل بيت ( ع ) است . چنان كه در آيهء ششم و حديث هشتم گذشت .
از اين گذشته ، خوش يمن دانستن متوقف بر نياز واقعى نيست ، بلكه امر خداوند متعال است تا شرف آل محمد ( ص ) در درگاه الهى و عنايت خود را به آنان بيان فرمايد و نيز نشان دهندهء كمال رسول خداست كه اظهار بىنيازى نمىكند و بر خويش تكيه نمىنمايد ، اگر چه اين حق را بر خدا دارد كه دعايش را مستجاب گرداند . اين مطلب را به طور مشروح آورديم .
امّا اينكه نفرين انس را تكذيب نمود و چنين احتجاج كرد كه حديث غدير مستفيض است و نيازى به گواهى خواستن نداشت ، اشكالش در اين است كه امير المؤمنين ( ع ) مىخواست استفاضه و كثرت آگاهان از آن را بيان كند تا امامت خويش را به واسطهء نص ،
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 465
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٤٦٥