داشتند و مىدانستند كه معاويه و بنى اميه بر بلاد اسلامى مسلط خواهند شد و مطمئن نبودند كه امويان با نبش قبر و مانند آن به قبر شريف آن حضرت توهين نكنند . همچنين از كثرت و فراوانى خوارج و دشمنى آنان با خود ، آگاهى داشت و همانگونه كه از امويان بيم داشت ، از اينان نيز بيم داشت يا آن اقدام توهين آميز را از هر دو گروه مىدانست . لذا به دو سرور اهل بهشت - كه آن دو نيز آنچه را او مىدانست ، مىدانستند - وصيت فرمود كه او را شبانه دفن كنند و قبرش را آشكار نسازند . آن دو بزرگوار نيز قبرش را پنهان داشتند تا اينكه هارون الرشيد به واسطهء كرامتى كه مورخان بيان كردهاند ، به بناى آن اقدام كرد .
مطلب چهارم : شجاعت امير المؤمنين ( ع )
مصنّف - أجزل اللَّه ثوابه و اجره - مىگويد :
همهء مسلمانان اجماع دارند كه على ( ع ) بعد از پيامبر ( ص ) شجاعترين مردم بود ، چنان كه فرشتگان از حملات آن حضرت ( ع ) به شگفت مىآمدند . پيامبر ( ص ) قتل عمرو بن عبدود به دست آن حضرت را از عبادت جن و انس برتر خوانده است . جبرئيل ندا داد كه : « لا سيف الَّا ذوالفقار و لا فتى الَّا على » . شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على نيست .
جمهور روايت كردهاند كه هرگاه مشركان على را در جنگ مىديدند ، با هم عهد مىكردند كه از خانوادهء يكديگر كفايت كنند . ( مرگ خود را حتمى مىديدند . )
فضل مىگويد :
شجاعت امير المؤمنين چيزى نيست كه كسى آن را انكار كند مگر كسى كه آفتاب نيمروز و فروغ تابان خورشيد را انكار مىكند . آنگاه كه قهرمانان باز مىايستادند او پيش مىرفت و چون فتنهها از هر سو يورش مىآورد ، او استوار مىماند و پايدارى مىكرد .
جمهور اهل سنت اين دلاورى و شجاعت او را مسلَّم مىدانند و مورد نزاع كسى نيست كه در اثبات آن دليل اقامه شود .
من مىگويم :
آورديم كه شجاعت از شروط امامت است . پس هرگاه شجاعتر بودن امير المؤمنين ( ع ) ثابت شود آن حضرت از ديگران به امامت سزاوارتر است . اينكه فضل گفت : شجاعت امير المؤمنين ( ع ) چيزى نيست كه كسى آن را انكار كند . . . بدون اينكه