حضرت در بسيارى از عقايد حقّه منافاتى ندارد . در مورد تعاليم آن حضرت شما را همين بس كه به نهج البلاغه كه درخشش نور الهى و چراغ علم احمدى است ، بنگريد .
ابن ابى الحديد در مقدمهء شرح نهج البلاغه گفته است :
من نمىدانم دربارهء مردى كه تمام فضايل انسانى به او منتهى مىشود و كليه فرقههاى اسلامى خود را به او منسوب مىدارند ، چه بگويم ؟ على درآمد همهء فضايل و سرچشمه و مبتكر آنهاست ، او نخستين كسى است كه در خانهء فضايل را زده و از نابترينش بهره مند گشته ، و در اين ميدان گوى سبقت را از همه ربوده .
هركس كه پس از او به جايى رسيده از وى گرفته و از او پيروى نموده و پا در جاى پاى او نهاده . دانستيد كه اشرف علوم علم الهى ( خداشناسى ) است . زيرا ارزش هر علمى بستگى به ارزش معلوم آن دارد و معلوم خداشناسى ، اشرف موجودات است . بنابراين ، علم خداشناسى از تمامى علوم شريفتر است . اين علم را دانشمندان اسلامى از على ( ع ) گرفتهاند و از او نقل كردهاند . از او آغاز شده و به او ختم مىشود . زيرا فرقه معتزله كه اهل توحيد و عدل و صاحب فكر استدلال مىباشند و مردمان ، فن مناظره را از آنان آموختهاند ، شاگردان و اصحاب اويند . زيرا سرآمد و بزرگ آنان ، و اصل بن عطاء شاگرد ابو هاشم عبد اللَّه بن محمّد بن حنيفه است وابو هاشم ، شاگرد پدرش و پدرش ، شاگرد ( على ) است . اشاعره نيز به ابوالحسن على بن ابى بشر اشعرى منسوب هستند .
ابو الحسن ، شاگرد ابو على جبائى - يكى از بزرگان معتزله - است . به اين ترتيب ، فرقهء اشعرى به استاد و معلم معتزله ، على بن ابى طالب مىرسد . بازگشت دانش خداشناسى شيعيان امامى و زيدى نيز به آن حضرت روشن است و نيازى به توضيح ندارد .
مصنّف - اعلى اللَّه درجته - مىگويد :
در علم طريقت ، تمامى صوفيان و ارباب اشارت و حقيقت خرقهء خويش را به آن حضرت نسبت مىدهند . اصحاب فتوت به او بر مىگردند . اوست كه در روز بدر ، جبرئيل فرود آمد تا در موردش بگويد ، « لا سيف الَّا ذوالفقار و لا فتى إلَّا على . » پيامبر ( ص ) فرمود : « من جوانمرد پسر جوانمرد و برادر جوانمرد هستم . » خودش جوانمرد است ،
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 452
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٤٥٢