دليل بر صدق و تواضع اوست ، ظاهرا با هم منافات دارد . زيرا اگر حق با امير المؤمنين ( ع ) بوده و عمر هم در اين گفته اش صادق بود ، لازم مىآيد كه اين گفته اش تواضع نباشد بلكه اقرار به حق باشد و اگر حق با عمر بود باز دليلى ندارد كه اقرار وى به بىدانشى را تواضع بنامد بلكه لازم مىآيد كه دروغگو باشد .
مصنّف - رفع اللَّه درجته - مىگويد :
در مسند احمد آمده كه هيچ يك از صحابه نمىگفت : هرچه مىخواهيد از من بپرسيد مگر على بن ابى طالب . در صحيح مسلم آمده كه على بر فراز منبر گفت :
هر آنچه مىخواهيد از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد . در مورد كتاب خداى عز و جل از من بپرسيد كه هيچ آيه اى نيست مگر اينكه مىدانم در كجا نازل شده در درهء كوهى يا در پهنهء دشتى . در مورد فتنهها از من بپرسيد كه فتنه اى نيست مگر اينكه قهرمان آن و كسى را كه در آن كشته مىشود ، مىدانم . او مىگفت : دربارهء راههاى آسمانها از من بپرسيد كه من به آنها داناترم تا به راههاى زمين . على فرمود : رسول خدا ( ص ) هزار باب از دانش به من آموخت كه هر بابى هزار باب داشت .
قضاوتهاى شگفتانگيز آن حضرت ( ع ) بيش از آن است كه بتوان شمرد . مانند تقسيم در همها در ميان صاحبان نان ، و تعيين ديه براى چهارپاى چموش و لگدپرانى كه به ديگران صدمه وارد مىكند ، و الحاق فرزند از راه قرعه كه پيامبر ( ص ) نظرش را در اين باره درست خواند ، و دستور دو نيم كردن كودك تا دو زن طرف دعوى به حق بازگشتند ، و دستور گردن زدن بنده تا اينكه به حق بازگشت ، و حكم حضرت در مورد فرد دو سر به وسيلهء بيدار كردن يكى از آن دو ، و استخراج حكم خنثى و احكام اهل بغى - شافعى گفته است : احكام اهل بغى را از على آموختيم - و ديگر احكام شگفتى كه محال است كسى بدانها راه يابد كه در مورد كلاله و اب از او سؤال شد ولى نتوانست پاسخ دهد و در مورد ميراث جد ، صد حكم متفاوت داد ! !
فضل مىگويد :
قضاوتها و احكامى كه از امير المؤمنين ( ع ) بيان كرده ، حق است و شكى در آن نداريم . اين احكام مربوط به آن حضرت است و بدان مشهور است . اما اينكه گفت : از من
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 455
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٤٥٥