على كه مىرسند ، مىايستند . شبلى ، جنيد بغدادى ، سرى سقطى ، ابو يزيد بسطامى ، ابو محفوظ معروف كرخى و ديگران به اين مطلب تصريح كردهاند .
براى دلالت بر اين مطلب كافى است كه بدانيد تمام فرقههاى صوفيه ، خرقهء خود را كه تا امروز شعار آنان است با سلسله سند به على ( ع ) مستند مىدارند .
پس روشن شد كه مراد مصنّف ( ره ) از بيان خرقه ، استشهاد بر اين مطلب است كه آنان به على ( ع ) بر مىگردند نه اينكه آن گونه كه فضل خيال كرده ، اسناد خرقه به على ( ع ) به خودى خود ، موجب اخذ علم از آن حضرت است .
مصنّف - اعلى اللَّه مقامه - مىگويد :
همچنين تمامى صحابه در احكام به آن حضرت مراجعه كردهاند و از محضر او استفاده بردهاند و او هرگز براى حكمى ، به هيچ يك از آنان مراجعه نكرده است . عمر بن خطاب در چندين جا گفته است : اگر على نبود همانا عمر به هلاكت رسيده بود . زيرا حضرت او را از اشتباهات فراوانى برگرداند .
فضل مىگويد :
بعيد نيست كه صحابه در فتوا به او مراجعه كرده باشند . زيرا وى مفتى صحابه بود و رجوع به مفتى ، كار استفتا كننده است . مراجعهء عمر به او نيز همچون مراجعهء ساير امامان و واليان عدل به دانشمندان امت است . آنچه كه از عمر نقل كرده كه او گفت : اگر على نبود ، عمر به هلاكت مىرسيد ، يكى از فضايل عمر در عدل ، صدق ، انصاف و تواضع مىباشد .
من مىگويم :
در رجوع آنان به حضرت و استفتاى آنان از او خصوصا در مسائل مشكلى كه راهى در حل آن نمىيافتند و هيچ كس چارهء آن را نمىدانست شكى نيست . و اين نبود مگر بدين سبب كه فضيلت وى براى آنان آشكار بود و افضل براى امامت سزاوارتر است .
اينكه فضل گفت : رجوع عمر به او همچون مراجعهء ساير امامان و واليان عدل به دانشمندان امت است ، نشان دهندهء جهل عمر است . چرا كه وى را همچون ساير واليانى دانسته كه به علم دانشمندان نيازمند هستند . پيش از اين آورديم كه شأن امام بلندتر و برتر از آن است كه به دانش رعيت خود نيازمند باشد . امّا اينكه وى گمان برده ، اعتراف عمر ،
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 454
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٤٥٤