تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
گفته : سند آن آشفته است ، اشاره نكرده است كه آشفتگى مورد نظر بغوى اين است كه بعضى آن را از سويد از على ( ع ) و بعضى ديگر آن را از سويد از صنابحى از على ( ع ) روايت كرده‌اند . اين عيب نيست چه صنابحى معتبر است . بعلاوه ، اگر هم اين مطلب ، عيب باشد ، باز لازم نيست كه با وجود استفاضه ، طرق حديث و صحيح دانستن بعضى از اين طرق توسط گروهى از دانشمندان آنان ، متعرض آن شوند . در اينجا لازم است تذكر داده شود كه لفظ حديث در نسخه اى كه ما از صحيح ترمذى در دست داريم ، چنين است : من خانهء حكمت هستم و على دروازه آن . و مصنّف ( ره ) آن را به اين لفظ نقل كرده است : من شهر علم هستم و على دروازهء آن . فضل هم نقل او را صحيح خوانده است . ابن حجر ( 1 ) آن را از ترمذى با هر دو لفظ نقل كرده است . شايد ، ترمذى آن را با دو لفظ و در دو جا آورده باشد . بغوى نيز آن روايت را بر حسب نسخه المصابيح كه نزد ماست ، در روايات حسن آورده نه در روايات صحيح ، بنابر اين احتمال مىرود كه آن نسخه اشتباه بوده يا مصنّف ( ره ) دچار اشتباه شده و فضل نيز كه نقل مصنّف را تأييد كرده ، اشتباه كرده است . مصنّف - طاب ثراه - مىگويد : از ابو الحمراء روايت شده كه پيامبر ( ص ) فرمود : « هركه مىخواهد به دانش آدم ، درك نوح ، پارسايى يحيى بن زكريا و دلاورى موسى بنگرد ، به على بن ابى طالب نگاه كند . » بيهقى به اسناد خود از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه حضرت ( ص ) فرمود : « هر كه مىخواهد به دانش آدم ، تقواى نوح ، خرد ابراهيم ، هيبت موسى و عبادت عيسى بنگرد ، به على بن ابى طالب نگاه كند . » فضل مىگويد : در نقل اين روايت ، خيانت كرده است . زيرا بيان كرده كه اين حديث در روايات صحيح بغوى است و اين دروغ است . چه بغوى ، اصلا اين حديث را نه در روايات صحيح آورده و نه در روايات حسن . آثار وضع در اين حديث آشكار است . بدون شك اين روايت و روايتى كه وى به بيهقى نسبت داده ، از روايات منكر است . زيرا اين توهم را پيش مىآورد كه على بن ابى طالب از اين پيامبران برتر است و چنين چيزى باطل است . چرا كه غير پيامبر
هامش
( 1 ) . باب نهم ، فصل دوّم .