مىكند . ليكن در بيان فضايل ، شرط است كه از صحاح معتبر و از دانشمندان مورد اعتماد مردم و صاحبان عقايد مورد قبول كه قدرت تشخيص اخبار صحيح از سقيم و خوب از بد و مقبول از مردود را دارند ، روايت شود . صحت يا ضعف يا ساختگى بودن حديث ، بر كسانى كه در اين فن مهارت دارند و اهل تحقيق و پژوهش هستند ، پوشيده نيست . چرا كه حديث منكر و شاد معلوم بوده ، نشانههاى شاد بودن را با خود دارد . زيرا نامأنوس هستند ، مانند همين روايات و احاديثى كه از اخطب خوارزم روايت مىكند ، اثر ساختگى بودن در آن چنان آشكار است كه بر افراد ماهر در فن حديث پوشيده نيست .
اين مبالغه اى كه در فضايل على به پيامبر ( ص ) نسبت داده كه : « اگر درختان قلم ، درياها مركَّب ، پريان حسابگر و آدميان نويسنده شوند ، نتوانند فضايل على بن ابى طالب را شمارش كنند » ، بر افراد ماهر در فن حديث پوشيده نمىماند كه از كلام رسول خدا ( ص ) نيست . جا دارد كه افراد منصف ماهر در شناخت اخبار نظر دهند كه آيا در شأن رسول خدا ( ص ) است كه اين گونه در مدح احدى از آفريدگان خداوند مبالغه كند ، در حالى كه اين از اوصاف آفريننده است كه : * ( « قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي » ) * ( 1 ) از اين گذشته ، لفظ فضايل در سخنان پيامبر ( ص ) وجود ندارد . محال است كه محدّث حكم كند كه پيامبر ( ص ) لفظ فضايل را بر زبان آورده است . زيرا اين لفظ از كلمات محدثان است كه آن را به وجود آوردهاند و از كلمات مردم عرب نيست . بر علماى حديث پوشيده نيست كه اين حديث ساختگى است . بيشتر رواياتى كه از مناقب خوارزمى بيان كرده ، ساختگى است . امّا حديثى كه خوارزمى آن را از ابن مسعود روايت كرده ؛ يعنى روايتى كه مىگويد : « خداوند آدم را به خاطر محمد و على آفريد و شخص گنهكار اگر از على اطاعت كند ، اهل نجات است و مطيع خدا اگر از على نافرمانى كند ، اهل آتش » ، قطعا از روايات ساختگى است . زيرا مخالف حكم شرع است . چه على يكى از بندگان خداوند متعال است و از محمد نزد خدا ، گراميتر نمىباشد ؛ هر كس عقيده داشته باشد كه على نزد خدا ، از محمد گراميتر است ، همانا به خداى بزرگ كفر ورزيده است . احدى از مؤمنان در اين مطالب شك ندارد . امكان ندارد در مورد محمد ادعا شود كه هر كس او را اطاعت كند و معصيت خدا نمايد ، اهل نجات است . زيرا طاعت خدا و
هامش
( 1 ) . كهف / 109 .