تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
الصواعق المحرقه ( 1 ) بيان كرده و آن را حسن خوانده است . بنابراين ، بر انحصار خلافت در دوازده نفر دلالت دارد و آنان به واسطهء نص بر خلافت ، خليفه‌اند . زيرا رسول خدا ( ص ) فرمود : مانند تعداد نقباى بنى اسرائيل و نقباى بنى اسرائيل به واسطهء نص خليفه‌اند . زيرا خداوند متعال فرموده است : * ( « وَلَقَدْ أَخَذَ الله مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً » ) * ( 2 ) گذشته از اين ، سؤال صحابه از پيامبر ( ص ) در مورد خلفاى پيامبر نشان مىدهد كه اين امر ، با نص پيامبر متحقق مىشود نه با انتخاب مردم يا سيطره و غلبه خود آنان . زيرا در غير اين صورت ، سؤال از اين مطلب ، براى صحابه مهم نبود . چه معمولا انتخاب مردم و چيرگى سلاطين مبتنى بر اين نيست تا سؤال از آن براى صحابه مهم باشد . همچنين نيازى به سؤال كردن از تعداد حاكمان بدون نص وجود ندارد . چرا كه چنين فرمانروايانى معمولا وجود دارند و شمارشان نيز به عدد خاصى منحصر نمىباشد . پس روشن شد كه سؤال ، فقط از خلفايى است كه بر اساس نص شرعى خلافت مىكنند و پيامبر ( ص ) هم دربارهء آنان پاسخ داد و هيچ كس نمىگويد كه خلفاى منصوص ، دوازده تن مىباشند ، جز امامان كه درود خدا بر آنان باد . پس مراد از دوازده نفر ، در اين حديث و همين طور در حديث پيشين ، ايشان هستند . 5 - آنچه از كلمهء خليفه به ذهن مىآيد ، كسى است كه پيامبر ( ص ) او را جانشين خود كرده باشد ، خصوصا پيش از اينكه ادعاى حصول خلافت بدون نص مطرح شود . بلكه هيچ يك از صحابه و مردمان خردمند تصور نمىكردند كه پيامبر ( ص ) آنان را بدون نصب امامى از ميانشان ترك گويد تا اينكه بخواهند در مورد كس ديگرى غير از آن كسى كه پيامبر در نظر گرفته سؤال كنند يا از اخبار حضرت چنين معنايى را بفهمند . بنابراين ، بايستى در اين دو حديث مراد از دوازده نفر ، امامان ما باشند . آنان امامان بالفعل امت هستند و زعامت كبراى الهى از آن ايشان است . عدم نفوذ سخن آنان زيانى به امامت بالفعل آنان نمىرساند . زيرا امامت و ولايت آنان بدين معنى است كه آنان حق تصرف دارند ، اگر چه مردمان مانع شوند ، چنان كه پيامبران هم شكست مىخوردند . پس آنان واليان امر امتند اگر چه ستمگران بر آنان غالب شوند . همچنين كه نمىشود گفت : فايده اى در نبوّت پيامبر ممنوع از تصرف نيست ، درست نيست كه
هامش
( 1 ) . باب اوّل : فصل سوّم . ( 2 ) . مائده / 12 .