تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
پس از رسول خدا ( ص ) هستند كه دوازده تن از آنان تا سيصد سال سرپرست امور بودند و پس از آن حوادث و فتنه هايى در جامعه به وقوع پيوست . بنابراين ، معناى آن چنين است كه : امر دين در مدت خلافت دوازده تن كه همگى از قريشاند ، عزيز است . بعضى نيز گفته‌اند : تعداد خلفاى صالح قريش دوازده نفر است كه آنان خلفاى راشدين هستند كه پنج نفرند و عبد اللَّه بن زبير و عمر بن عبد العزيز و پنج تن ديگر از خلفاى بنى عباس . بنابراين ، اشاره به خلفاى صالح قريش است . امّا حمل آن بر امامان دوازده گانه ، اگر منظور از خلافت ، وراثت علم و معرفت و ايضاح حجت و اقدام در جهت اتمام و اكمال منصب نبوّت است ، مانعى در صحت آن نمىبينيم و اين حمل را جايز مىدانيم . امّا اگر منظور از خلافت ، زعامت كبرى و ولايت عظمى است ، اين را درست نمىدانيم . زيرا از دوازده نفر فقط دو نفر كه على و حسن هستند ، به زعامت كبرى رسيدند امّا ساير آنان به زعامت كبرى نرسيدند . اگر خصم بگويد : آنان خليفه بودند امّا مردم مانع آنان در رسيدن به حق خود شدند ، در پاسخ مىگوييم : آنان خلفاى بالفعل نبودند بلكه خلفاى بالقوه بودند و استحقاق اين مقام را داشتند . در حالى كه آشكار است كه مراد حديث خلفايى است كه بالفعل به زعامت و ولايت بر مردمان قيام كردند و گرنه ، چه فايده اى در خلافت آنان در برپايى دين است ؟ ! اين مطلب روشن است . و اللَّه اعلم . چنان كه ديديد ، بيشتر آيات و احاديثى كه بيان كرده و خواسته با آن بر وجود نص بر خلافت على استدلال كند ، از مدعا به دور است و اصلا هيچ ارتباطى با مسئلهء مورد ادعا ندارد . آنچه هم كه مناسبت دارد ، نص بر امامت نمىباشد . بنابراين ، مدعاى وى به وسيلهء ساير رواياتى كه آورده ، ثابت نمىشود . پس چه فايده اى در اين سخن اوست كه گفت : اخبار در اين باره بيش از آن است كه به شمارش درآيد ؟ من مىگويم : پوشيده نيست كه تقابل بين جابر و ابن عيينه بر صحابى بودن آن دو متوقف نمىباشد ، بلكه متوقف است بر پايان يافتن سلسله سند به آن دو . و نهايت امر اينكه روايت ابن عيينه مرسل است و چنين رواياتى در صحاح اهل سنت فراوان است . من در مراجعه به صحيح بخارى جز بر يك روايت از جابر در آخر كتاب « الاحكام » دست نيافتم كه مىگويد : شنيدم كه رسول خدا ( ص ) مىگفت : دوازده امير خواهد بود . سپس كلمه اى بيان فرمود كه من