تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
را برايش برگردان . ابو سعيد گفته : به خدا سوگند كه صدايى از خورشيد شبيه صداى چرخ چاه به گوش رسيد تا اينكه خورشيد به طور كاملا روشن بالا آمد . ب - وقتى خورشيد پنهان شد ، صدايى شبيه صداى اره از آن شنيده شد . ج - خورشيد برگشت و بانگى چون بانگ لنگ آسياب داشت . از اين جهت گفتيم : اين امور منكر است كه خورشيد با اجسام برخوردى ندارد تا موجب صداهايى شود كه از منظومهء خورشيد به زمين مىرسد . پاسخ اين ايراد وى چنين است كه خداوند سبحان از به وجود آوردن اين صدا عاجز نيست تا گوش هم با شنيدن آن ، از اين فضيلت بهره اى داشته باشد ، چنان كه چشم از آن بهره مند است و لذا بر يقين و توجه بدان مىافزايد . اگر اين مناقشه‌ها را بخواهيم سرايت دهيم بايد انشقاق قمر و سقوط دو نيمه آن بر بالاى دو كوه يا بر بالاى يك كوه و پايين آن ، را منع كنيم . چرا كه ماه بزرگتر از اين است كه بر روى كوهى يا دامنهء آن قرار گيرد . اگر در اينجا پاسخ داده شود كه خداوند ماه را دو نيم كرد و جرمش را كوچك نمود و آن را به زمين فرود آورد تا برهان نبوّت بر مردمان روشن شود ، در مورد مسئلهء مورد بحث ( ردّ الشمس ) هم مانند آن پاسخ داده مىشود . از جمله موارد منكرى كه اين حديث به زعم اين تيميه مشتمل بر آن است ، خوابيدن پيامبر ( ص ) پس از نماز عصر است كه مكروه مىباشد و پيامبر ( ص ) عمل مكروه انجام نمىدهد . چشمان او نيز مىخوابد و قلبش به خواب نمىرود . پس چگونه نماز على را قضا مىكند ؟ ! از اين گذشته ، اگر تفويت نماز جايز باشد ، بر على گناهى نيست كه نماز عصرش را پس از غروب بخواند . زيرا او از پيامبر كه بالاتر نيست . در روز خندق نماز عصر پيامبر ( ص ) هم قضا شد و با اين حال ، خورشيد برايش برنگشت . بار ديگر پيامبر ( ص ) و همراه او ، على و ساير اصحاب خواب ماندند و نماز صبح آنان قضا شد . وقتى كه بيدار شدند ، خورشيد طلوع كرده بود ولى برنگشت ؟ ! اگر تفويت نماز حرام باشد ، اين از گناهان كبيره است و هر كس كه نمازش را قضا كند ، جاى منقبت و ستايش ندارد ، بلكه اين از مثالب اوست ، از اين گذشته ، اگر نمازش قضا شود ، با برگشت خورشيد ، گناه از او برداشته نمىشود ! پاسخ اين است كه پيامبر ( ص ) ، آن گونه كه تو گمان كرده اى ، نخوابيد ، بلكه وحى ، او را به حالت بيهوشى فرو برد ، آنچه را كه وى بيان كرده مبنى بر اينكه چشمان پيامبر ( ص ) مىخوابد ولى قلبش به خواب نمىرود ، بايست دليل كذب روايتى دانست كه مىگويد :