تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
ايراد وى چند اشكال وارد است : الف - انگيزه‌هاى عدم نقل آن بيشتر است . زيرا مردم در زمان امويان و بسيارى از دوره‌ها دشمنان على ( ع ) بودند و تلاش مىكردند تا از فضايل وى بكاهند . پس چگونه نقل اين فضيلت بزرگ در بين آنان به حد استفاضه برسد . ب - اين ايراد ، با شق القمر نقض مىشود كه معجزه پيامبر ماست و على در آن با پيامبر ( ص ) شريك نيست تا انگيزه هايى در پنهان كردن آن وجود داشته باشد . با اين حال آن را بيشتر راويان برگشت خورشيد ، نقل نكرده‌اند . دعوى ابن تيميه كه بين شق القمر و رد الشمس تفاوت است ، چرا كه شق القمر در شب بود كه مردم در خواب بودند ، ادعاى باطلى است . به دليل روايتى كه در صحيح بخارى در تفسير سورهء اقتربت الساعة [ سورهء قمر ] از انس آورده كه گفت : مردم مكه از حضرت خواستند كه براى آنان نشانه اى بياورد . پيامبر ( ص ) شكافتن ماه را به آنان نشان داد . در سنن ترمذى هم در تفسير اين سوره از جبير بن مطعم آمده كه گفت : ماه در زمان رسول خدا ( ص ) شكافته شد ، چنان كه دو نيمه شد . يكى بر سر اين كوه و ديگرى بر سر آن كوه قرار گرفت . مردم گفتند : محمّد ما را سحر كرد . بعضى از آنان گفتند : ممكن است بتواند ما را جادو كند ، امّا همهء مردم را نمىتواند . ج - علت اينكه نقل چنين وقايعى در كتابها به حد تواتر نرسيده اين است كه بيشتر مردم بىسواد بودند و تاريخ و تأليف بين كسانى كه با سواد بودند رواج نداشت - چه در ميان مسلمانان و چه در ميان ديگران - و به همين جهت ، كتابى را نمىشناسيم كه در آن دوره تأليف شده باشد . و از معجزات پيامبر ( ص ) چيزى به ما نرسيده مگر تعداد اندكى ، خصوصا از طريق اهل سنت . تأليفات نادرى در زمان تابعان بود امّا اين امر در زمان تابعين تابعين بسيار شد . اين در زمانى بود كه جز موارد اندكى از حوادث گذشته ، چيزى باقى نمانده بود و مردم نيز به خاطر ترس يا عناد ، فضايل امير المؤمنين ( ع ) بخصوص آنچه كه در امامت آن حضرت صراحت داشت را به فراموشى سپرده بودند . 3 - خصوصيات اين روايات از چند وجه با هم منافات دارد كه همين امر بيانگر دروغ بودن واقعه است : الف - بعضى از اين روايات دلالت دارد كه خورشيد طلوع كرد تا آنجا كه بر بالاى كوه و
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 399 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى