حديث پنجم ؛ يعنى حديث نداى روز احد را طبرى در تاريخ ( 1 ) خود ابن اثير در كامل ( 2 ) و نيز ابن ابى الحديد ( 3 ) به نقل از غلام تغلب و محمّد بن حبيب در امالى خود و گروهى از محدثان ، روايت كردهاند . وى سپس مىگويد اين حديث ، از اخبار مشهور است . من در بعضى از نسخههاى مغازى محمد بن اسحاق ، آن را ديدهام امّا بعضى از نسخهها ، آن را نداشت . از استادم عبد الوهاب بن سكينه ، در مورد اين خبر سؤال كردم . او در پاسخ من گفت : از اخبار صحيح است .
من مىگويم :
در صحت آن همين بس كه از اخبار مستفيض است ، خصوصا اگر آن را به اخبارى كه از طريق شيعه نقل شده ، ضميمه نماييم . روايت مربوط به نداى روز احد ، در اوّل اين بحث گذشت . سبط ابن جوزى در تذكرة الحفاظ بدان اشاره كرده است . همچنين از احمد در الفضائل نقل كرده و آن را صحيح خوانده است ، با اين مضمون كه : ندا ، در روز خيبر به گوش رسيد و ايشان در آن روز ، صداى تكبيرى شنيدند كه مىگفت : « شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على نيست . »
حسان از رسول خدا ( ص ) اجازه خواست كه در اين باره شعرى بسرايد . پيامبر ( ص ) اجازه فرمود . حسان سرود :
جبرئيل نادى معلنا
و النقع ليس ينجلى
و المسلمون أحدقوا
حول النبى المرسل
لا سيف الا ذوالفقار
و لا فتى الَّا على
شكى در صدور اين ندا از جبرئيل ولو در يكى از اين مواضع سه گانه نيست . اين ندا با صراحت ، جوانمردى و جانبازى را از غير على ( ع ) نفى مىكند . بنابراين ، دلالت دارد كه وى فداكارترين مردم در راه خدا و فرمانبردارترين آنان در برابر اوست و فضيلت در فرمانبرى ، فرع فضيلت ذاتى است و افضل ، براى امامت ، سزاوارتر است . اين فرمودهء پيامبر ( ص ) كه : « على از من است و من از على » و نيز گفتار جبرئيل كه گفت : « و من از شما
هامش
( 1 ) . ج 3 ، ص 17 .
( 2 ) . ج 3 ، ص 74 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 372 .