پيامبر ( ص ) در خواب ماند و نماز صبحش قضا شد و نيز آن روايتى كه مىگويد :
پيامبر ( ص ) نماز عصرش را در روز خندق فراموش كرد . ما اين مطالب را در مباحث نبوّت بيان كرديم . بر اين اساس نقض ابن تيميه كه گفت : خورشيد در اين دو مورد كه نماز پيامبر ( ص ) قضا شد ، براى آن حضرت برنگشت و حال اينكه پيامبر ( ص ) از على ( ع ) برتر است . گذشته از اين ، فضل پيامبر ( ص ) مستلزم آن نيست كه برگشت خورشيد براى او ، سزاوارتر باشد . زيرا ممكن است خورشيد به اين دليل براى على ( ع ) برگشته باشد كه طعنهء اهل نفاق را در مورد آن حضرت كه مىگفتند : نمازش را ترك كرده ، دفع نمايد .
بنابراين ، خورشيد بازگشت تا گواهى روشن باشد بر اينكه على در طاعت خدا بوده است . يا حكمتهاى ديگرى از اين دست كه موجب تخصيص اين قضيه به على ( ع ) مىگردد .
گذشته از اين على ( ع ) اصل نماز را ترك نكرد ، بلكه با اشاره آن را به جاى آورد .
بعضى اخبار هم بدان تصريح دارد . خداوند خورشيد را براى على ( ع ) برگرداند تا حضرت نمازش را ايستاده به جاى آورد و به فضيلت آن نايل آيد و نيز فضيلت وى و كمال طاعتش روشن شود و از سوى ديگر زبان منافقان را در اين باره ببندد و بدين ترتيب اشكال سخن وى كه گفت : اگر تفويت نماز جايز باشد ، باز بر على گناهى نبود كه نماز عصر را پس از غروب به جاى آورد ، معلوم مىشود . زيرا انگيزه برگشت خورشيد ، رفع گناه نبود ، بلكه منظور بيان حكمتهايى بود كه بيان كرديم . بدين ترتيب آشكار شد كه مناقشه در اين حديث ، بىارزش و نادرست است .
امّا دلالت آن بر امامت على ( ع ) روشنتر از آفتاب است . زيرا بزرگترين دليل بر اهتمام به امر حضرت و فضيلت او بر تمامى اصحاب ، آن هم به فضيلتى كه براى هيچ يك از آنان ، حتى در خواب هم متصور نيست .
آنچه گفتيم در مورد برگشت خورشيد در زمان حيات رسول خدا ( ص ) بود . همان گونه كه مصنّف ( ره ) نيز بيان كرده ، روايت شده كه پس از وفات آن حضرت ( ص ) هم ، خورشيد براى على ( ع ) برگشت . ابن ابى الحديد نيز آن را از نصر بن مزاحم به سند خود از عبد خير روايت كرده كه گفت :
با على در سرزمين بابل بودم . وقت نماز فرا رسيد . هر جا رفتيم كه نماز را اقامه كنيم ، آن را از جاى قبلى بدتر يافتيم تا اينكه به جايى رسيديم كه از جاهاى
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 402
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٤٠٢