تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
ساختگى است . روايات در اين باره مضطرب است . سعيد بن مسعود آن را از اسماء بنت عميس با سندى آورده كه فضيل بن مرزوق در آن ديده مىشود . يحيى وى را ضعيف دانسته است . ابن حبان گفته : احاديث ساختگى روايت مىكند و در مورد ثقات دچار اشتباه مىشود . حديث ديگرى از ابن شاهين از اسماء نقل كرده كه عبد الرحمن بن شريك در سلسلهء سند آن ديده مىشود . ابو حاتم گفته : احاديث او سست است . استاد ابن شاهين ، ابن عقده ، رافضى و متهم به كذب است . حديث ديگرى نيز از ابن مردويه از ابو هريره آورده كه داود بن فراهيح در سلسله سند آن ديده مىشود كه شعبه او را ضعيف دانسته است » . اين سخن ابن جوزى بود . سيوطى در ادامهء آن مىگويد : « فضيل كه وى طريق اوّل را به خاطر وجود او معيوب مىداند ، مردى است ثقه و صدوق كه مسلم در صحيح خود به وى احتجاج كرده و چهار تن از اصحاب صحاح از وى روايت نقل كرده‌اند . عبد الرحمن بن شريك ، اگر چه ابو حاتم او را تضعيف كرده امّا ديگران او را ثقه خوانده‌اند . بخارى نيز در الادب از وى روايت كرده است . اين عقده از بزرگان حافظان است . مردم در مدح و ذم وى اختلاف نظر دارند . دار قطنى گفته : هر كس وى را متهم به وضع حديث كند ، دروغ گفته است . حمزه سهمى گفته : تنها ياوه گويان ، او را متهم به وضع حديث مىكنند . ابو على گفته : حافظ ابو العباس امام و حافظ جايگاه او چنان است كه از وى در مورد تابعين و پيروان آنان سؤال مىكنند . داود را گروهى توثيق و گروهى ديگر تضعيف كرده‌اند . امّا در مورد حديث : گروهى از پيشوايان و حافظان تصريح كرده‌اند كه اين حديث ، صحيح است . قاضى عياض در كتاب الشفاء گفته : طحاوى در مشكل الحديث از اسماء بنت عميس از دو طريق آورده كه به پيامبر ( ص ) وحى مىشد و سرش در دامن على ( ع ) بود . سپس اين حديث را آورده است . طحاوى گفته : اين دو حديث به ثبوت رسيده است و راويان آن دو نيز افراد ثقه‌اند . طحاوى از احمد بن صالح نقل كرده كه مىگفت : سزاوار نيست كه اهل علم از حفظ حديث اسماء تخلف ورزد . زيرا اين حديث از نشانه‌هاى نبوّت است . » سپس سيوطى براى حديث اوّل يك طريق براى طبرانى و طريق ديگرى براى عقيلى و طريق سوّمى براى خطيب در تلخيص المتشابه و طريق چهارمى براى ابو بشير دولابى در الذرية الطاهره ، بيان كرده و مىگويد : « سپس بر جزء جداگانه اى در جمع طرق اين حديث ، دست يافتم كه آن را ابو الحسن شاذان فضلى آورده است . » سپس دوازده طريق براى آن از على ، اسماء ، ابو هريره ، جابر بن عبد اللَّه و ابوذر