تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
مىآورد . امّا حديث ابوذر چنين است : على در روز شورا گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم : آيا در ميان شما كسى غير از من هست كه خورشيد برايش برگشته باشد ، آن گاه كه رسول خدا ( ص ) سرش را در دامن من گذاشت و خوابيد تا اينكه خورشيد غروب كرد ، سپس پيامبر ( ص ) بيدار شد و گفت : اى على ! آيا نماز عصر را به جاى آورده اى ! گفتم : خدايا ! نه . حضرت فرمود : خداوندا ! خورشيد را برايش برگردان . چه او در حال فرمانبردارى از تو و رسول تو بود . سپس سيوطى مىگويد : « ابن ابى شيبه چند طريق براى حديث اسماء نقل كرده است . » آن گاه مىگويد : « آنچه بر صحت اين حديث گواهى مىدهد ، گفتار امام شافعى و ديگران است كه گفته‌اند : به هيچ پيامبرى معجزه اى داده نشده مگر اينكه مانند آن يا رساتر از آن ، به پيامبر ما داده شده است . در روايت صحيح آمده است كه خورشيد در شبهايى كه يوشع نبى با ستمگران مىجنگيد ، برايش پنهان ماند . بنابراين ، بايد مانند آن براى پيامبر ما هم باشد . اين داستان نيز نظير آن است . » آنچه بيان شد ، مطالبى بود كه سيوطى در اللئالى المصنوعه گفته است . ابن تيميه هم بر منوال ابن جوزى حركت كرده و حديث را ساختگى خوانده است . مصنّف ( ره ) در منهاج الكرامه گفته است : نهم اينكه خورشيد دو بار براى او بازگشت : يك بار در زمان پيامبر ( ص ) و بار دوّم پس از آن حضرت . بار اوّل را جابر و ابو سعيد خدرى روايت كرده‌اند كه روزى جبرئيل بر پيامبر ( ص ) فرود آمد و چيزى از جانب خدا به او گفت . چون حالت وحى بر او عارض گشت ، سرش را بر ران امير المؤمنين ( ع ) گذاشت . سرش را برنداشت تا اينكه خورشيد غروب كرد . على ، نماز عصر را با اشاره به جاى آورد . چون پيامبر ( ص ) بيدار شد ، به او گفت : از خداوند بخواه كه خورشيد را برايت برگرداند تا نماز عصر را ايستاده بجاى آورى . على دعا كرد . خورشيد برگشت . سپس نماز عصر را ايستاده بجاى آورد . اما بار دوّم آن وقت بود كه خواست در بابل از فرات عبور كند . بسيارى از يارانش چارپايانش را به كار گرفتند . على با
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 397 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى