تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
منبه يا پسرش عاص - بنابر اختلافى كه ابن ابى الحديد ( 1 ) ذكر كرده - به دست على ( ع ) افتاده و آن حضرت ( ع ) پس از كشتن آن دو تن و قتل نبيه برادر منبّه آن گونه كه در شرح نهج البلاغه ( 2 ) آمده ، به وسيلهء آن با مشركان قريش جنگيده . بنابراين دو احتمال ، ممتنع نيست كه منادى در روز بدر ندا دهد كه شمشيرى جز ذوالفقار نيست . سيوطى در اللئالى المصنوعه روايت نداى روز بدر را از ابن ابى عدى نقل كرده و گفته است كه ابن جوزى پنداشته كه اين روايت ساختگى است ؛ زيرا عمار ، خواهر زادهء سفيان در سلسله سند آن قرار دارد . سيوطى در ادامه آن گفته است : « ابدا چنين نيست . بلكه وى ثقه و ثبت و از رجال مسلم و يكى از اولياى ابدال است . مصنّف در جرح آن از ابن حيان پيروى كرده و او را رد كرده است . » در اينجا ، شايسته است كه اخبارى را كه مصنّف آورده ، از طرق آنان اثبات و وجه استدلال بدين روايات را بيان داريم . روايت اوّل كه مربوط به شكستن بتهاست : اين روايت را حاكم در مستدرك ( 3 ) از على ( ع ) نقل و آن را صحيح خوانده است . على ( ع ) فرموده : شبى كه رسول خدا ( ص ) دستور داد كه در بسترش بخوابم تا از مكَّه مهاجرت كند مرا به كنار بتها برد و فرمود : بنشين ، من در كنار كعبه نشستم . رسول خدا ( ص ) از شانه هايم بالا رفت . فرمود : برخيز ، من برخاستم و چون ديد نمىتوانم سنگينى او را تحمل كنم ، فرمود : بنشين ، نشستم ، پايين آمد و خود نشست و به من فرمود : بالا برو ، من بر شانهء او بالا رفتم ، حضرت برخاست . در آن حال چنين احساس كردم كه اگر بخواهم مىتوانم دست به آسمان ببرم ، پس به بام كعبه شدم . . . مانند اين روايت در مسند احمد ( 4 ) آمده اما شب را معيّن نكرده است . همچنين در كنز العمال ( 5 ) به نقل از ابن ابى شيبه و ابو يعلى در مسندش و ابن جرير و خطيب آمده است . وجه دلالت اين حديث بر مطلوب اين است كه اختصاص على ( ع ) به مشاركت با پيامبر ( ص ) در اين واقعهء مهم خطير آن هم به درخواست پيامبر ( ص ) دليل بر فضيلت على
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 347 . ( 2 ) . همان ، ص 358 . ( 3 ) . ج 3 ، ص 5 . ( 4 ) . ج 1 ، ص 87 . ( 5 ) . ج 6 ، ص 407 .