23 - احاديث كسر الاصنام ، ملك الولاية ، رد الشمس و . . .
مصنّف - قدّس اللَّه روحه - مىگويد :
جمهور اهل سنت از چندين طريق روايت كردهاند كه پيامبر ( ص ) على ( ع ) را بر دوش خود گذاشت تا به پشت كعبه رفته بتها را بشكند ، و نيز روايت كردهاند كه احدى از پل صراط نمىگذرد مگر اينكه نوشته اى در ولايت على بن ابى طالب با خود داشته باشد .
و نيز : خورشيد پس از آنكه غروب كرده بود ، براى على ( ع ) برگشت . زيرا رسول خدا ( ص ) سر به زانوى على ( ع ) نهاده ، به خواب رفته بود و بدين سبب نماز على قضا شد . پيامبر ( ص ) دعا كرد كه خورشيد براى على برگردد تا نماز عصر خود را به جا آورد .
خورشيد برگشت و على نمازش را به جاى آورد . و نيز : از آسمان سطلى براى على فرود آمد كه بر روى آن دستمالى قرار داشت و داخل آن آب بود . على با آن آب ، وضو گرفت و به نماز پيامبر ( ص ) ملحق شد .
و نيز : در روز احد منادى از آسمان ندا داد كه : شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على نيست . روايت شده كه در روز جنگ بدر همچنين ندا داد .
فضل مىگويد :
بعضى از مسائلى كه بيان كرده ، منكر است . از آن جمله : نداى منادى در روز بدر است كه مىگويد : منادى ندا داد كه شمشيرى جز ذوالفقار نيست . اين از منكرات است .
زيرا ذوالفقار ، شمشير منبه بن حجاج يكى از اشراف قريش بود كه در جنگ بدر كشته شد و شمشيرش كه به ذوالفقار مشهور بود ، به رسول خدا ( ص ) رسيد . بنابراين ، ذوالفقار در روز بدر در دست كفار بود و با آن مؤمنان را مىكشتند . پس چگونه جايز است كه منادى ندا دهد كه شمشيرى جز ذوالفقار وجود ندارد . بلى اين با مذهب وى مطابقت دارد . چه وى مدعى است كه كشتن اصحاب محمّد ( ص ) واجب است . بنابراين ، بعيد نمىنمايد كه ادعا كند : منادى در روز بدر به منقبت ذوالفقار كه در دست كفار بود ، ندا داد . اين نادان نه از حديث آگاهى دارد و نه از تاريخ . محور اصلى مطالب وى بيان منكرات و مجهولات است و اهميتى بدان نمىدهد .
من مىگويم :
آنچه در بيان وجه منكر بودن آورده ، اشتباه است . زيرا احتمال دارد كه امير المؤمنين ( ع ) شمشيرى شبيه ذوالفقار داشته كه در روز بدر با آن جنگيده است يا اينكه شمشير