در اين هم دلالت ديگر است بر عدم اهليت آن دو براى همسرى با سرور زنان . چه منع آن دو به فرمان خداوند ، بيانگر آن است كه تصميمگيرى در مورد ازدواج فاطمه ( س ) از آن خداوند سبحان است با اينكه پدرش سرور پيامبران - كه به مؤمنان از خودشان اوليتر بود - حضور داشت . عمر هم آن را مىدانست . چه در روايت ابن حرير كه آورديم ، آمده ، گفت : « او منتظر امر خداوند در مورد فاطمه است . » علت آن فقط اين است كه فاطمه ( س ) نزد خداوند از علو مرتبه برخوردار است و بر او كرامت دارد . لذا او را به همسرى كسى درمىآورد كه شايستگى همسرى او را داشته باشد و لايق منزلت رفيع او باشد . براى همين او را در آسمان به همسرى سرور اولياى خود درآورد . اين بهترين دليل بر برترى على ( ع ) بر شيخين نزد خداوند عز و جل و پيامبر ( ص ) است و افضل از ديگران براى امامت سزاوارتر است . آيا به نظر شما خداوند متعال از همسرى فاطمه با آن دو كه ظاهرا زيانى به دنبال نداشت جلوگيرى مىكند اما امامت امت و حكومت دين و دنيا و اختيار جان و مال مردم را به آنان مىسپارد ؟ ! بالاتر از اين احاديث در دلالت بر عدم اهليت آن دو براى همسرى با زهرا ( س ) و امامت ، روايتى است كه در اللئالى المصنوعه از عقيلى و طبرانى ، هر دو از على بن عبد العزيز از ابو نعيم از موسى بن قيس حضرمى از حجر بن عنبس آمده كه گفت : « ابو بكر و عمر ، فاطمه را خواستگارى كردند . پيامبر ( ص ) گفت : على ! اين ( فاطمه ) از آن توست كه دجّال نيستى » .
اين فرموده پيامبر ( ص ) كه گفت : « دجال نيستى » تعريض به شيخين است كه آن دو دجال بوده و بالضروره براى همسرى با فاطمه و امامت امت صلاحيت ندارند . لذا تعصب ابن جوزى به جوش آمده و گفته : اين روايت ، ساختهء موسى است كه از غلات رافضيان است . سيوطى به دنبال آن گفته است : « ابو داود از وى روايت كرده و ابن معين او را ثقه خوانده است . ابو حاتم نيز گفته : ايرادى ندارد . » سيوطى در ادامه مىگويد : « اين حديث را بزار آورده است . » و در سند آن ، موسى بن قيس را هم بيان كرده است . سپس از هيثمى در الزوائد حكايت كرده كه او گفت : رجال اين حديث ، همه ثقهاند جز اينكه حجر از پيامبر ( ص ) نشنيده است . ايراد وارد بر وى اين است كه اگر به فرض بپذيريم كه حجر بن عنبس از پيامبر ( ص ) نشينده باشد ، باز وى از جمله كسانى است كه در زمان پيامبر ( ص ) ايمان آورد . بنابراين ، از اصحاب روايت كرده و نقل آن به طور مرسل به صحت آن زيان نمىرساند .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٣٩١