به طور مستفيض نقل شده است . نهايت چيزى كه اقتضا مىكند - بنابر يك نظريه - اين است كه قابل اعتماد نباشد . بعلاوه سيوطى در اللئالى المصنوعه در ادامه آن گفته است :
حديث على را ترمذى آورده و حديث ابن عباس را حاكم در مستدرك . وى آن گاه سخن حاكم را نقل مىكند كه بدان اشاره كرديم . از خطيب نيز نقل كرده كه وى از ابن معين ، توثيق ابا صلت را نقل نموده و گفته كه : قاسم بن عبد الرحمن انبارى دربارهء اين حديث از ابن معين سؤال كرد . وى در پاسخ گفت : صحيح است . خطيب گويد : منظورش اين است كه از حديث ابو معاويه صحيح است .
مىگويم : در اثبات مطلوب ما همين اندازه كافى است . سپس سيوطى از حافظ صلاح الدين علائى نقل كرده كه در جواب وى از ادعاى ساختگى بودن آن گفته است :
« چرا محال باشد كه پيامبر ( ص ) چنين چيزى درباره على بگويد ؟ كسانى كه بر اين حديث ايراد گرفته و آن را ساختگى دانستهاند ، پاسخى براى روايت صحيح منقول از ابن معين ، ارائه ندادهاند و با اين وجود ، شاهدى دارد . » سپس روايت ترمذى و ديگران را كه اين حديث را از شريك از سلمه از سويد آوردهاند ، و مىگويد : « و مسلم به شريك اجتجاج كرده و ابن معين او را موثق خوانده است . عجلى گفته : او ثقه و حسن الحديث است . عيسى بن يونس گفته : هرگز در علم ، پرهيزكارتر از شريك نديدهام . بر اين اساس اگر او به تنهايى اين حديث را نقل كرده بود ، حديثش حسن بود چه رسد به اينكه حديث ابو معاويه را نيز به آن ضميمه كنيم » .
در ادامه مىگويد : « ابو الفرج و ديگران ، عيبى براى حديث شريك نياوردهاند ، جز اينكه براى دفع صدر حديث ، مدعى ساختگى بودن آن شدهاند . » سپس سيوطى از ابو الفضل بن حجر نقل مىكند كه گفت : اين حديث از نوع احاديث حسن است . سپس سيوطى مىگويد : براى اين حديث چند طريق مانده است . وى از آنها دو طريق براى خطيب از على ( ع ) و يك طريق براى ابن النجار از آن حضرت ( ع ) و يك طريق براى ابو الحسن بن عمر الحربى در امالى از آن حضرت ( ع ) كه لفظ وى چنين است .
رسول خدا ( ص ) فرمود : من شهر علم هستم و تو ، اى على ! دروازهء آن . هر كس گمان برد كه از غير دروازهء آن ، واردش شده ، همانا كه دروغ گفته است .
يك طريق براى ابو الحسن شاذان فضلى در خصائص على ( ع ) از جابر بن عبد اللَّه و
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 384
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٣٨٤