تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
بودند . حضرت از نماز تراويح نهى فرمود ، امّا مردمان فرياد برآوردند : واسنة عمراه ! از خوردن سوسمار و مارماهى نهى فرمود ، امّا آنان از حضرت پيروى نكردند ، و دو متعه را پس از تحريم عمر معمول كرد ، امّا آنان با حضرت به مخالفت پرداختند . از اين قبيل احكام فراوان است . آن گونه كه بخارى در باب مناقب حضرت آورده ، فرمود : « آن گونه قضاوت كنيد كه پيش از اين قضاوت مىكرديد كه من اختلاف را خوش ندارم تا مردگان را جماعتى باشد يا چنان بميرم كه يارانم مردند . » اين روايت تصريح دارد كه قضاوت پيشينيان ، حق نبوده است امّا وى به انجام خلاف آن قادر نيست ، مگر اينكه اصلا امور را به دست گيرد . اگر بپذيريم كه اين حديث دلالت ندارد كه على ، تنها راه رسيدن به علم پيامبر ( ص ) است ، دست كم بر اعلميت آن حضرت دلالت مىكند . چنان كه فضل هم در ظاهر كلام خود بدان اقرار كرده است . پس مقدّم داشتن مفضول بر وى [ فاضل ] قبيح است . چنان كه خداوند فرموده است : * ( « أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » ) * ( 1 ) بطلان اين گفته فضل كه : « واجب نيست كه داناترين مردمان خليفه باشد ، بلكه كسى بايد خليفه باشد كه در حفظ حوزهء اسلام قويتر و براى امت شايسته تر باشد . . . » همان گونه كه در بحث دوّم از مباحث امامت بيان كرديم ، آشكار است . همچنين در بحث سوّم ، فساد اين گفته اش را بيان داشتيم كه مىگويد : اگر ابو بكر براى امامت از ديگران شايسته تر نبود ، او را برنمىگزيدند . چه انتخاب نمىتواند راهى براى امامت باشد . بعلاوه ، كسانى كه وى را برگزيدند ، همان گونه كه گذشت ، تعداد معدودى از امت بودند . اين حديث - يعنى حديث دروازهء شهر علم پيامبر ( ص ) - را حاكم در مستدرك ( 2 ) از چند طريق از ابن عباس نقل و آن را صحيح خوانده است . در بعضى از طرق ، ابا صلت را آورده و گفته است : وى ثقه و مورد اعتماد است . از ابن معين هم نقل كرده كه او را ثقه خوانده است و آورده كه به او گفتند : آيا اين حديث را از ابو معاويه روايت نكرده است . گفت : اين حديث را جعفر بن محمد الفيدى روايت كرده كه از نظر ما ثقه و قابل اعتماد است . با اين حال ذهبى گمان برده كه اين حديث ساختگى است . چه پنداشته كه ابا صلت نه ثقه است و نه قابل اعتماد . اما اين پندار ذهبى اشكال دارد . چه به گفتهء خودش در ميزان الاعتدال منافات دارد كه وى را مردى صالح توصيف كرده و گفته است : جز اينكه
هامش
( 1 ) . يونس / 35 . ( 2 ) . ج 3 ، ص 126 .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 382 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى