تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١

19 - حديث : أنا مدينة العلم و على بابها

مصنّف - طاب ثراه - مىگويد : در مسند احمد و صحيح مسلم آمده كه : احدى از اصحاب رسول خدا ( ص ) نمىگفت : هر آنچه مىخواهيد ، از من بپرسيد مگر على بن ابى طالب . رسول خدا ( ص ) فرمود : « من شهر علم هستم و على دروازهء آن است » . فضل مىگويد : اين حديث بر فراوانى علم على ، و حاضر جوابى وى در وقايع ، و آگاهى او از علوم و معارف گوناگون دلالت دارد . تمام اين امور از نظر ما مسلَّم است . امّا بر نص بر امامت وى دلالت ندارد ؛ چه واجب نيست كه داناترين مردم ، خليفه باشد بلكه كسى بايد خليفه باشد كه در حفظ حوزهء اسلام قويتر و براى امت شايسته تر باشد و همان گونه كه گذشت ، اگر ابو بكر براى امامت از ديگران شايسته تر نبود ، او را برنمىگزيدند . من مىگويم : اينكه على ( ع ) دروازهء شهر علم پيامبر ( ص ) است ، بدين معنى است كه آن حضرت واسطهء رسيدن مردم به علم پيامبر ( ص ) است و واسطه اى غير از او در اين باره وجود ندارد و كسى كه از ديگران ، علم پيامبر ( ص ) را بخواهد ، مانند دزد است . پس آموختن علم از آن حضرت واجب و از ديگران حرام است . بنابراين ، او امام است نه ديگران . زيرا امامت شخص با حرمت دانش آموختن از وى و پيروى از او در احكامى صادر مىكند ، جمع نمىشود . همچنانكه وجوب دانش آموختن از آن حضرت براى رسيدن به علم پيامبر ( ص ) جز با عصمت آن حضرت معنا پيدا نمىكند . پس براى امامت بر مردمان ، متعّين مىشود . همچنين ، اينكه پيامبر ( ص ) ، على ( ع ) را دروازهء شهر علم خود قرار داده ، دليل بر آن است كه وى بر تمامى علومى كه از پيامبر ( ص ) صادر شده ، احاطه دارد . اين شأن امام است . شاهد اين مطلب كه على ( ع ) يگانه راه رسيدن به علم پيامبر ( ص ) مىباشد ، اين است كه مردم ديگر ، بيشتر احكام را نمىدانستند و از آن رويگردان بودند ، در حالى كه خداوند سبحان دينش را كامل كرده است ، اما آراء آنان همواره آشفته و احكام آنان مختلف بود ، چنان كه گويى خداوند متعال ، احكام خود را به خواسته‌هاى درونى آنان موكول كرده است . آن گاه كه امامت به على ( ع ) برگشت ، آن حضرت نتوانست آنچه را كه مىدانست ، انجام دهد و يا منتشر كند ، چه مردمان بر خلاف آن ، انس گرفته
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 381 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى