مقتضاى آنچه اين دو بيان كردهاند ، بايستى بر آن دلالت نداشته باشد . زيرا مىتوان پرسيد : آيا در همه جا خدايى جز اللَّه نيست يا در آسمان ، يا در زمين و مانند اين ؟
اين سخن را هيچ آدم انديشمندى بر زبان نمىآورد . شگفت از اين دو است كه چنين حرفى مىزنند اما خودشان در فضيلت ابو بكر به فرمودهء خداوند متعال استدلال مىكنند كه مىفرمايد : * ( « وَسَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى » ) * . ( 1 )
اين دو گمان بردهاند كه منظور از * ( « الأَتْقَى » ) * ابو بكر است . بنابراين ، از ديگران برتر است . در حالى كه مىتوان گفت : آيا او در همهء موارد ، پرهيزگارتر است يا در بعضى از موارد ؟ ضمن اينكه حمل حديث بر ارادهء محبوبترين مردم در بعضى از امور ، درست نمىباشد و گرنه هر كس كه به زعم آنان در بعضى از امور از على ( ع ) محبوبتر است مثل ابو بكر و عمر ، براى اجابت دعاى پيامبر ( ص ) با على مىآمد ، در حالى كه همان گونه كه در حديث نسائى آمده ، پيامبر ( ص ) آن دو را رد كرد . ما قبول نداريم كه پس از پيامبر ( ص ) كسى از على ( ع ) در چيزى محبوبتر باشد . چه در بحث دوّم از مباحث امامت آورديم كه :
امام در تمامى چيزها برترين مردمان است . پس در هر چيزى ، نزد خداوند متعال محبوبترين مردمان است .
ابن تيميه نغمه ديگرى سر داده و اشكالاتى بر اين حديث وارد كرده كه بر جهل و ناصبىگرى وى دلالت دارد . از آن جمله است :
1 - خوردن پرنده ، كار مهمى نيست كه لازم باشد محبوبترين بندهء خدا براى شركت جستن در آن ، حاضر شود . چرا كه خوراندن طعام به برّ و فاجر امر مشروعى است و كسى كه براى خوردن مىآيد نزد خدا ، منزلت و قربت خاصى ندارد ، و چنين نيست كه وى قدمى در يك مصلحت دينى يا دنيايى برداشته باشد . چه چيز مهمى ( در خوردن غذا ) نهفته است كه لازم باشد محبوبترين خلق خدا در آن شركت كند ؟
پاسخ اين است كه آن امر عظيم و مهم ، به حكم وجدان ، شناساندن محبوبترين بندهء خدا به مردم است . زيرا شناساندن به اين نحوه ، از بيان لفظى ، روشنتر و از جهت حجّيت ، قويتر است .
همانطور كه پيامبر ( ص ) در داستان خيبر به آنان فهماند كه على ، حبيب ( دوست ) خداوند است . چه حضرت ( ص ) به آنان خبر داد كه پرچم را به مردى خواهد داد كه
هامش
( 1 ) . ليل / 17 .