خداوند و رسول خدا او را دوست دارند و او نيز خدا و رسول را دوست دارد و پيروزى به دست او تحقق خواهد يافت . علاوه بر اين در مناسبت ، همين قدر كافى است كه پيامبر ( ص ) ميل داشت كه با محبوبترين بندهء خداوند غذا بخورد .
2 - اين حديث با مذهب رافضيان تناقض دارد . چه آنان عقيده دارند كه پيامبر ( ص ) مىدانست كه على ، محبوبترين مردمان نزد خداوند است و نيز پيامبر ( ص ) او را خليفهء پس از خود كرده است . در حالى كه اين حديث مىرساند كه پيامبر ، محبوبترين مردمان نزد خداوند را نمىشناخت ! پاسخ اين است كه وجه اين دلالت را كه پيامبر ( ص ) محبوبترين مردم نزد خدا را نمىشناخت ، نمىدانيم ، گذشته از اين خودش هم نمىداند . آيا به نظر شما ، اگر پيامبر ( ص ) بگويد ، على را برايم برسان ، دليل بر آن است كه على را نمىشناسد ؟ ! چگونه پيامبر ( ص ) او را نمىشناخت و حال اينكه - چنان كه در بعضى از اخبار آمده - مىفرمود : خداوندا ! محبوبترين مردمان نزد خود و مرا برسان . در بعضى از اخبار به آن حضرت فرمود : چرا نزد من نمىآيى ؟ در بعضى ديگر فرمود : چه چيز سبب شد كه دير بيايى ؟ بنابراين پيامبر ( ص ) او را مىشناخت ليكن آن را با ابهام بيان داشت و نفرمود : على را برسان تا خداوند سبحان او را معيّن فرمايد و به مردم بشناساند كه على ، محبوبترين مردمان نزد خداوند متعال است . اين خود نوعى استدلال است .
3 - اين حديث با احاديث ثابت شده اى كه در كتب صحاح آمده و مىگويد كه ابو بكر ، محبوبترين مردمان نزد خداست ، تناقض دارد . چه در صحيح مسلم و بخارى آمده است كه پيامبر ( ص ) گفت : اگر قرار بود كه خليلى براى خود برگزينم همانا ابو بكر را انتخاب مىكردم . از سوى ديگر ، با فرمودهء خداوند متعال تناقض دارد كه : * ( « سَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى » ) * چه پيشوايان تفسير مىگويند : وى ابو بكر است و پرهيزگارترين ، محبوبترين مردمان نزد خداوند رسول اوست .
پاسخ اين است كه روايت آنان بر ما حجّت نيست . همين طور است گفتار مفسّران ، چه اين تفسير به رأى است كه از پيروى از هواى نفس سرچشمه مىگيرد و مقدمات آن ، مقدمات باطلى است . گذشته از اين در ميان آنان ، اجماعى نيست .
در اين باره مطالبى خواهد آمد ؛ همچنانكه روايت وى نيز در دلالت بر مدعايش ، تمام نيست .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 380
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٣٨٠