رسيده انداختهاند ، چنان كه عادت آنان است كه بسيارى از احاديثى را كه مربوط به فضايل امير المؤمنين ( ع ) است انداختهاند .
با توجه به آنچه بيان كرديم - كه مشتى از خروار است - چگونه ابن تيميه مىپندارد كه نه احدى از صاحبان صحاح سته حديث پرنده را روايت كرده و نه پيشوايان حديث آن را صحيح دانستهاند . در حالى كه ترمذى و نسائى آن را روايت كردهاند و حاكم آن را صحيح خوانده و ذهبى آن را در شرح حال جعفر از طريقى نقل كرده كه همانگونه كه ديديد ، شبهه اى در صحت آن ندارند . ابن تيميه بنابر عادت هميشگى خود در مورد فضايل امام پرهيزگاران گمان كرده است كه اين حديث از نظر اهل معرفت و دانش ، از احاديث دروغ و ساختگى است ؛ در حالى كه از ابو موسى مدينى حكايت كرده است كه گروهى از حافظان طرق احاديث آن را جمع كردهاند . در ينابيع الموده گفته است كه حديث پرنده از بيست طريق از ابن مغازلى نقل شده است . ديديد كه حاكم نيز گفت : بيش از سى نفر آن را از انس روايت كردهاند . اى كاش مىدانستم كدام اهل معرفتى است كه مدعى ساختگى بودن آن است ؟ ! ما كه نمىدانيم احدى از ميان ساير مردمان چنين ادعايى كرده باشد تا چه رسد به اهل معرفت ! اگر هم به فرض آن را بپذيريم ، كسانى كه وى آنان را اهل معرفت پنداشته است ، دشمنان و ناصبيانى امثال خود وى هستند كه مىخواهند نور خدا را با نفس تيره و گفتار جاهلانهء خويش خاموش كنند و حق را پيرو هواهاى خويش سازند .
دلالت اين حديث بر امامت امير المؤمنين على ( ع ) از روشنترين امور است . زيرا محبوبترين مردمان نزد خداوند متعال با فضيلتترين ، با تقواترين و مطيعترين آنان در انجام دستورات خداوند است . بنابراين بايد از همه آنان ، خصوصا از ابو بكر و عمر براى امامت شايسته تر باشد . زيرا ضمن اينكه ابو بكر و عمر در عموم مردم داخل هستند ، حديث نسائى ، چنان كه ديديد ، به نام آن دو به طور خاص تصريح كرده است . در كتاب مواقف و شرح آن بر اين حديث اشكال كردهاند كه : اين حديث نمىرساند كه وى محبوبترين مردمان نزد خدا ، در همه چيز است . چه مىتوان آن را تقسيم و لفظ « كل » و « بعض » را بر آن وارد كرد . مگر نمىبينيد كه مىتوان پرسيد : آيا محبوبترين مردم نزد او در همهء موارد است يا در بعضى موارد ؟ بنابراين بر افضليت مطلق دلالت ندارد .
پاسخ اين است كه اطلاق ، در صورتى كه قرينه اى بر ارادهء خصوص ، وجود نداشته باشد افادهء عموم مىكند . مگر نمىبينيد كه كلمهء شهادت بر توحيد دلالت دارد . اما به
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٣٧٨