ابو الطفيل آورده است . مىگويد :
« عمر در بستر مرگ ، امر خلافت را به شوراى بين على ، عثمان ، طلحه ، زبير ، عبد الرحمن و سعد واگذاشت . على به آنان گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم : آيا در ميان شما غير از من ، احدى است كه رسول خدا ( ص ) بين خود و او پيمان برادرى بسته باشد آن گاه كه مسلمانان را با هم برادر كرد ، در پاسخ گفتند : خدايا ! گواهى مىدهيم كه : نه . »
سپس گويد :
از چند وجه از على روايت كردهايم كه مىگفت : من بندهء خدا و برادر فرستادهء او هستم ، احدى غير از من چنين نمىگويد مگر دروغگو .
سپس مىگويد :
ابو عمرو گفته : رسول خدا بين مهاجران پيمان برادرى بست . آن گاه مهاجران و انصار را برادر كرد و در هر مرتبه به على گفت : تو در دنيا و آخرت برادر منى و بين او و خودش پيمان برادرى بست . از همين جهت بود كه على اين سخن و مانند آن را مىگفت .
حاكم هم حديث مؤاخات را در كتاب « الهجره » مستدرك ( 1 ) از چند طريق از ابن عمر روايت كرده است .
در كنز العمال از خلعى و بيهقى در السنن و ضياء در المختاره از على ( ع ) روايت شده كه فرمود :
رسول خدا ( ص ) بين ابو بكر و عمر ، و بين حمزة بن عبد المطلب و زيد بن حارثه . . . و بين من و خودش ، پيمان برادرى بست . ( 2 )
همچنين در كنز العمال از مسند ابو يعلى از على ( ع ) آورده كه فرمود :
هامش
( 1 ) . ج 3 ، ص 14 .
( 2 ) . ج 6 ، ص 394 .