تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
يقين كرد » . آن گاه ابن حجر از بزار نقل مىكند كه روايات در اين باره از چند وجه و با سندهاى حسن آمده است . سپس ابن حجر ، تعداد ديگرى از طرق اين حديث را - افزون بر طرقى كه ابن جوزى بيان كرده - آورده است و خود او بعضى از آنها را صحيح خوانده ، بعضى ديگر را هم حاكم صحيح دانسته است . احمد هم بعضى از آنها را آورده و نيز ضياء در المختاره و ديگر بزرگان دانشمندان آنان روايت كرده‌اند . در اثناى آن متعرض پاسخ به ايراد ابن جوزى در سندهاى روايات شده كه آنها را بيان كرده و او را در اين بارهء تخطئه كرده است و بيان داشته كه بعضى از رجال اين سندها ، كسانى هستند كه ترمذى روايات آنان را صحيح شمرده و چندين نفر ، آنان را توثيق كرده و بعضى هم از رجال مسلم هستند . سپس گفته است : « اين طرق متعدد و متظافر در روايات افراد ثقه دلالت دارد كه اين حديث ، صحيح است . » تا اينكه مىگويد : « اگر اين باب در ردّ احاديث گشوده شود ، بسيارى از احاديث صحيح را باطل خواهد كرد امّا خدا و مؤمنان از چنين چيزى ابا دارند . » سيوطى پس از بيان اين كلام ابن حجر ، هفت طريق ديگر براى اين حديث مىآورد و پس از آن حديث ابن مردويه را كه ابن جوزى در الموضوعات آورده و ما بدان اشاره كرديم ، نقل و براى آن هشت طريق ديگر مىآورد . تمامى طرق اين حديث در كتاب اللئالى المصنوعه كه بالغ بر چهل طريق مىشود ، به گروهى از صحابه مستند است كه از آن جمله‌اند : امير المؤمنين ( ع ) . ابن عباس ، سعد بن ابى وقاص ، زيد بن ارقم ، جابر بن عبد الله ، ابن مسعود ، ابن عمر ، ابو سعيد ، انس بن مالك ، بريده اسلمى ، جابرين سمره ، ام سلمه ، عايشه و همچنين براء بن عازب ، حذيفة بن اسيد ، بنابر حديث ابن مغازلى كه سند آن مشتمل است بر اين دو تن و جماعتى از كسانى كه آورديم . اين حديث را در باب هفدهم كتاب ينابيع الموده همراه با چندين خبر ديگر آورده است . گذشته از افرادى كه نام برديم ، نام عمر هم - چنان كه در روايت حاكم و ديگران از طرق روايت شده از وى آمده - ديده مىشود . در اينجا صفحات كتاب مسند احمد را كه اين روايات را در آن آورده ، بيان مىكنيم تا به هنگام نياز بدان مراجعه كنيد : 1 - حديث سعد ، ج 1 ، ص 175 . 2 - حديث ابن عباس ، ج 1 ، ص 331 . 3 - حديث ابن عمر ، ج 2 ، ص 26 . 4 - حديث زيد بن ارقم ، ج 4 ، ص 369 .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 358 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى