تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
بازگشت . ماجرا را به رسول اكرم ( ص ) اطلاع دادند ؛ ايشان فرمود : به خدا سوگند پرچم را به مردى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند ، او با قدرت ، قلعه را فتح مىكند . . . مرحب بيرون آمد ، على ضربه اى بر او وارد ساخت كه هوشش را از دست داد و از كلاه خودش گذشت و سرش را شكافت تا به دندانهايش رسيد . آن گاه شهر را گرفت . مانند اين حديث در كامل ابن اثير ( 1 ) وجود دارد با اين تفاوت كه در آخر حديث مىگويد : « ضربه اى به او نواخت كه . . . و از كلاه خود گذشت و سرش را شكافت تا به دندانهايش رسيد و در اثر آن بر زمين افتاد ، و على شهر را گرفت . » و اخبار فراوان ديگرى كه ذكر آن به درازا مىانجامد . اى كاش مىدانستم كه اين جنگ شديدى كه شيخين كردند چه جنگى بوده است كه در آن احدى زخم برنداشت و خون از بينى كسى نريخت ؟ ! و اما اين كه فضل ، ذكر اين فضايل را از كتب خودشان مىداند ، امر مسلمى است ؛ زيرا منظور ما ، الزام آنان به امورى است كه برايشان حجت مىباشد . از طرفى همانطور كه در آيهء هشتاد و دوّم گفته شد ، ذكر اين فضايل از جانب ايشان را نمىتوان دليلى بر آن دانست كه آنان اگر نصى مىيافتند نسبت به نقل آن اهتمام مىورزيدند . ايشان اين فضايل را نقل نكرده‌اند مگر به خاطر اينكه گمان داشتند كه بر امامت دلالت نمىكند نه اينكه بىغرض بوده‌اند . لذا هنگامى كه شيعه توجه آنان را به دلالت اين فضايل بر امامت جلب كرد ، متأخران اهل سنّت تا سر حد امكان فضايل مذكور را از كتب پيشينيان حذف نمودند . مانند حديث نور و مانند آن كه از مسند احمد حذف شده است ؛ بعلاوه ، بسيارى از آنها را با مغالطه‌هاى شبه سوفسطايى ، تأويل نمودند و در اسانيد بسيارى - على رغم تعدد طرق كه براى معتبر بودنشان كافى است - مناقشه كردند . بارى آنان كمتر فضايل ايشان را همانطور كه هست روايت كرده‌اند و بندرت حقايق را به شكل واقعى خود آورده‌اند . و اينكه مىگويد : اهل سنت مانند رافضىها و شيعه نيستند كه مناقب مشايخ صحابه را مىپوشانند . به جان خودم سوگند كه خواسته شيعه را رسوا كند ، اما خودش رسوا
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 105 .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 347 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى