طواف كردن به طور برهنه ممنوع است و مشركان نيز از آن سال به بعد نمىتوانند حج كنند . به ويژه ، على نيز مطابق زعم آنان تحت فرمان او قرار گرفت . حال با توجّه به تمام اين موارد آيا جاى آن دارد كه صرفا به خاطر عزل وى از قرائت سورهء برائت و لغو پيمانها به موجب قاعدهء موجود در ميان عربها ، بيمناك گردد و بگريد ؟
ثالثا : هيچ دليلى بر وجود چنين قاعدهء خيالى وجود ندارد ؛ زيرا پيمان و لغو آن نيازمند اين است كه يقين شود طرف پيمان آن را منعقد يا لغو نموده است . ديگر چه وجهى وجود دارد كه بگويند : اين كار را ياران خاصّ وى نمىتوانند انجام دهند و صرفا بايد از خويشاوندان وى باشد ؟ لذا وقتى مطابق آنچه در اخبار آمده انجام اين مأموريت به عهدهء پيامبر ( ص ) يا مردى از اهل بيت او واگذار مىشود بايد ويژگى ديگرى خارج از عادات حاكم مورد نظر باشد .
رابعا : همانطور كه در مسند احمد به چشم مىخورد ، اخبار تصريح دارند كه اين مسئله ، از ويژگيهاى على به شمار مىآيد نه ديگر خويشاوندان رسول خدا ( ص ) . در مسند احمد ( 1 ) مىخوانيم : يحيى بن آدم سلولى مىگويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : « على از من است و من از على هستم و اين كار انجام نمىگيرد مگر به وسيلهء من يا على » . در همين كتاب ( 2 ) مانند اين حديث را به سه طريق از حبش بن جناده نقل مىكند . شبيه به همين حديث را در سنن ترمذى باب فضايل على ( ع ) نقل كرده و آن را حسن و صحيح مىشمارد . در كنز العمال ( 3 ) از نسائى و ابن ماجه نقل مىكند . مانند اين حديث در روايات آينده نيز ديده مىشود .
خامسا : اخبار حاكى از بازگشت ابو بكر پس از رسيدن على ( ع ) به اوست .
الف - از جمله روايتى كه احمد در مسند ( 4 ) خود از ابو بكر نقل كرده است :
ابو بكر مىگويد : پيامبر ( ص ) او را با سورهء برائت به مكه گسيل داشت تا پس از آن سال ، ديگر مشركان حج نگذارند و عريان به گرد خانه خدا طواف ننمايند و داخل بهشت نمىشود مگر كسى كه مسلمان باشد و هر كسى كه با رسول خدا پيمانى داشت تا اين زمان فرصت دارد و خدا و رسولش از مشركين بيزارند .
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 4 ، ص 164 .
( 2 ) . همان ، ص 165 .
( 3 ) . ج 6 . ص 153 .
( 4 ) . ج 1 ، ص 2 .