ابن ابى الحديد اين اشعار را در شرح يكى از خطبههاى نهج البلاغه مىآورد كه قسمتى از آن چنين است : « لا يقاس بآل محمّد ( ص ) من هذه ألامة أحد و لا يسوى بهم من جرت نعمتهم عليه أبدا ، هم اساس الدين و عماد اليقين اليهم يفى الغالى و بهم يلحق التالى و لهم خصائص حق الولاية و فيهم الوصية و الوراثة ، الآن اذ رجع الحق الى اهله و نقل الى منتقله » . ( 1 )
لطافت موجود در اين تعبير كه مىفرمايد : « رجع الحق الى اهله » اين است كه به غصب اين منصب توسط افراد پيش از او اشاره مىكند .
4 - حديث : من أحبّ أصحابك اليك ؟
مصنّف - اعلى اللَّه مقامه - مىگويد :
در كتاب مناقب نوشتهء ابو بكر احمد بن مردويه كه براى مذاهب اربعه حجّت مىباشد - با اسناد نقل مىكند كه ابو ذر گفت :
نزد رسول خدا ( ص ) وارد شديم و پرسيديم : محبوبترين اصحاب شما چه كسى است كه اگر به ما دستورى داد با او باشيم و اگر با حادثه مهمّى مواجه شد ، از او حمايت نماييم ؟ فرمود : اين مرد ، على است كه پيش از شما اسلام آورده و تسليم شده .
فضل مىگويد :
اين حديث اگر صحيح باشد ، دلالت بر فضيلت امير المؤمنين و علاقهء شديد رسول اكرم ( ص ) به وى دارد . امّا دلالت بر وجود نصّ در مورد امير بودن ايشان ندارد . اگر رسول خدا ( ص ) صراحتا مىخواست على را بيان كند اينجا قطعا محل اظهار آن بود . لذا چون پيامبر ( ص ) نفرمود على پس از من امير است ، معلوم مىشود كه در مورد امامت او نص وجود ندارد . بنابراين چگونه مىتوان به اين حديث استدلال نمود ؟
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 2 .