تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
خدا ( ص ) است و هيچ اختلافى در آن وجود ندارد ولى اگر مقصود معناى دوّم مىباشد ما با دلايل عقلى و نقلى نبودن نص بر خلافت على ( ع ) را به اثبات رسانده‌ايم و اگر نص واضحى وجود داشت ، صحابه با آن مخالفت نمىكردند و اگر مخالفت مىنمودند سپاهيان و عموم عرب بخصوص انصار ، از آنان پيروى نمىكردند . من مىگويم : معناى وصيت ، عهد و پيمان است . گفته مىشود : وصيت كرد به فلان شخص يعنى عهد كرد با او . اگر اين كلمه به طور مطلق استعمال شود حكم به شمول آن بر تمام امور متعلق به موصى - وصيت كننده - مىشود و اگر مقيّد شود مانند اينكه در مورد يتيمان خود يا ثلث مال خويش و مانند اينها وصيت كند در اين صورت تنها به همين موارد اختصاص مىيابد . روشن است كه روايت داراى حالت اوّل است . لذا شامل وصيت به خلافت مىگردد ، بلكه دلالت آن بر خلافت واضحتر از ساير جوانب مىباشد . بلكه اصولا وصى پيامبر به معناى اوست . شاهد بر اين گفته فرمودهء رسول خدا ( ص ) است كه وصى موسى ؛ يعنى يوشع را مثال مىزند كه خليفهء موسى بود . شاهد ديگر روايتى است كه احمد در مسند ( 1 ) خود از طلحة بن مصرف نقل مىكند : ابو هذيل مىگويد : ابو بكر با وصى رسول خدا ( ص ) مشورت مىكرد كه او دوست داشت كه وصيتى از رسول خدا ( ص ) مىداشت تا على ( ع ) را تحت فرمان خود درآورد . اين حديث تصريح دارد به اينكه مراد از وصى رسول خدا ( ص ) خليفهء اوست . بعلاوه ، در حديث مذكور كلمهء وارث را نيز به وصى عطف مىنمايد . مراد از وارث يا وارث مقام است و يا وارث علم كه مستلزم خلافت است ؛ زيرا علم پيامبران ميراث كسى است كه بيشتر سزاوار اطاعت و رياست است . چرا كه خداى تعالى مىفرمايد : * ( « أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى » ) * ( 2 ) اگر مراد از وصى كسى باشد كه به علم و هدايت و حفظ قوانين شريعت و تبليغ معارف سفارش شده باشد ، قطعا نظر ما تأمين مىگردد ، خصوصا با توجه به اينكه حفظ قوانين شريعت متوقف بر خلافت است ؛
هامش
( 1 ) . ج 4 ، ص 382 ، احاديث عبد اللَّه بن ابى اوفى . ( 2 ) . يونس / 35 .