در پاسخ به اين اشكالات بايد گفت : بر فرض پذيرفتن موارد فوق ، تنها اعتماد به راويان مذكور از بين مىرود ولى جعلى بودن آن لازم نمىآيد . بعلاوه ، اخبار مربوط به خلافت امير المؤمنين ( ع ) بسيارند و يكديگر را اعتبار مىبخشند اگر چه اسانيد آن ضعيف باشد . در حالى كه همانطور كه دانستيد برخى از اين احاديث از نظر آنان نيز صحيح مىباشد بلكه همانطور كه در مقدمهء كتاب گذشت راويان فضايل امير المؤمنين ( ع ) در اين روايت ، خصوصا مطر كه تنها به خاطر نقل فضايل امير المؤمنين ضعيف شمرده شده است ، از افراد موثق مىباشند و شايد به همين خاطر باشد كه ابن ماجه به تضعيفهاى آنان اعتنايى نكرده و از مطر در مسند خويش حديث اخراج نموده است .
بارى مراد از سخن پيامبر در برخى از اين اخبار كه فرمود : « در بين شما » يا « در بين خانوادهام » تقييد خلافت نيست ؛ زيرا به اجماع مسلمانان ميان عشيرهء رسول خدا ( ص ) و ديگران از اين حيث فرقى نيست و لازم است خليفهء عام و خاص يكى باشد و هيچ كس چنين فرقى را نگفته است ، و صحيح نيست كه گفته شود : مراد از خلافت على ( ع ) ، در دو حديث اخير ، پرداختن على ( ع ) به ادارهء امور دنيوى اهل بيت رسول خدا ( ص ) است به خاطر اينكه على ( ع ) به اين كار پرداخت . همچنين نمىتوان گفت : مراد از خلافت ، ادارهء امور زندگى فاطمه ( ع ) و حسنين ( ع ) است ؛ زيرا اين سه تن خانوادهء على ( ع ) محسوب مىشدند و تأمين هزينهء زندگى آنان مستقيما بر او واجب بود و ربطى به جانشين پيامبر ( ص ) نداشت . پس مقصود از خلافت در اين روايتها ، خلافت عامه و زعامت كلى است كما اينكه ذكر وصيت يا خلافت در خبر اخير و تعبير « بهترين كسى كه به جاى مىنهم و بعد از خود مىگذارم » - در دو حديث آخر - گواه بر اين مطلب است . علاوه بر اينكه اطلاق لفظ خلافت در برخى از اخبار گذشته نيز مؤيد اين نظر است . ظاهرا سبب تخصيص خطاب به عشيرهء پيامبر ( ص ) در احاديث مربوط به آيهء انذار ، فقط به خاطر اين است كه روى سخن با آنهاست يا به واسطهء اهميت ايشان است و يا آنكه در آن زمان امت ديگرى براى او وجود نداشته است ، كما اينكه بعيد به نظر نمىرسد كه قيد « در خانوادهام » كه در دو خبر اخير به چشم مىخورد ، عملا يا سهوا از طرف راويان افزوده شده باشد .
بايد توجّه داشت كه در ميان احاديث اهل سنّت مواردى نيز به چشم مىخورد كه به منزلهء تعبير از خلافت مىباشند . مانند حديثى كه در شرح حال حكيم ابن جبر در ميزان الاعتدال از محمد بن حميد از سلمه از ابن اسحاق از حكيم بن جبير از ابن سفيان از
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 319
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٣١٩