تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
در پاسخ به اين اشكالات بايد گفت : بر فرض پذيرفتن موارد فوق ، تنها اعتماد به راويان مذكور از بين مىرود ولى جعلى بودن آن لازم نمىآيد . بعلاوه ، اخبار مربوط به خلافت امير المؤمنين ( ع ) بسيارند و يكديگر را اعتبار مىبخشند اگر چه اسانيد آن ضعيف باشد . در حالى كه همانطور كه دانستيد برخى از اين احاديث از نظر آنان نيز صحيح مىباشد بلكه همانطور كه در مقدمهء كتاب گذشت راويان فضايل امير المؤمنين ( ع ) در اين روايت ، خصوصا مطر كه تنها به خاطر نقل فضايل امير المؤمنين ضعيف شمرده شده است ، از افراد موثق مىباشند و شايد به همين خاطر باشد كه ابن ماجه به تضعيفهاى آنان اعتنايى نكرده و از مطر در مسند خويش حديث اخراج نموده است . بارى مراد از سخن پيامبر در برخى از اين اخبار كه فرمود : « در بين شما » يا « در بين خانواده‌ام » تقييد خلافت نيست ؛ زيرا به اجماع مسلمانان ميان عشيرهء رسول خدا ( ص ) و ديگران از اين حيث فرقى نيست و لازم است خليفهء عام و خاص يكى باشد و هيچ كس چنين فرقى را نگفته است ، و صحيح نيست كه گفته شود : مراد از خلافت على ( ع ) ، در دو حديث اخير ، پرداختن على ( ع ) به ادارهء امور دنيوى اهل بيت رسول خدا ( ص ) است به خاطر اينكه على ( ع ) به اين كار پرداخت . همچنين نمىتوان گفت : مراد از خلافت ، ادارهء امور زندگى فاطمه ( ع ) و حسنين ( ع ) است ؛ زيرا اين سه تن خانوادهء على ( ع ) محسوب مىشدند و تأمين هزينهء زندگى آنان مستقيما بر او واجب بود و ربطى به جانشين پيامبر ( ص ) نداشت . پس مقصود از خلافت در اين روايتها ، خلافت عامه و زعامت كلى است كما اينكه ذكر وصيت يا خلافت در خبر اخير و تعبير « بهترين كسى كه به جاى مىنهم و بعد از خود مىگذارم » - در دو حديث آخر - گواه بر اين مطلب است . علاوه بر اينكه اطلاق لفظ خلافت در برخى از اخبار گذشته نيز مؤيد اين نظر است . ظاهرا سبب تخصيص خطاب به عشيرهء پيامبر ( ص ) در احاديث مربوط به آيهء انذار ، فقط به خاطر اين است كه روى سخن با آنهاست يا به واسطهء اهميت ايشان است و يا آنكه در آن زمان امت ديگرى براى او وجود نداشته است ، كما اينكه بعيد به نظر نمىرسد كه قيد « در خانواده‌ام » كه در دو خبر اخير به چشم مىخورد ، عملا يا سهوا از طرف راويان افزوده شده باشد . بايد توجّه داشت كه در ميان احاديث اهل سنّت مواردى نيز به چشم مىخورد كه به منزلهء تعبير از خلافت مىباشند . مانند حديثى كه در شرح حال حكيم ابن جبر در ميزان الاعتدال از محمد بن حميد از سلمه از ابن اسحاق از حكيم بن جبير از ابن سفيان از