فتنه اى خواهد شد . هر كس آن را درك كرد بايد به قرآن و على بن ابى طالب پناه ببرد . شنيدم رسول خدا ( ص ) فرمود : او نخستين كسى است كه به من ايمان آورد و با من مصافحه نمود . او فاروق اين امت و يعسوب مؤمنين است و مال و ثروت ، يعسوب ستمگران . على صديق اكبر و خليفهء پس از من است .
در كتاب مذكور مىافزايد : ابن عدى مىگويد عموم روايت او در فضايل على است و او متهم به اين امر است و . . . عقيلى مىگويد : او مردى رافضى و خبيث است ؛ احمد و يحيى مىگويند : او قابل ذكر نمىباشد .
ملاحظه كنيد ، هنگامى كه ظلم و بيداد و قضاوت آنان در مورد شخصى كه فضايل برادر رسول خدا ( ص ) و نفس او را نقل مىكند تا به اين اندازه است چگونه خواهان ارائه نصّ واضحترى هستند ؟ اى كاش مىدانستم چرا هر كس فضيلتى براى امير المؤمنين ( ع ) نقل مىكند رافضى ، خبيث و متهم است و هر كس براى مشايخ آنان ، فضيلتى را نقل مىكند در صحاح آنان موثّق ، صادق و مورد اعتماد است و صاحب سنّت شمرده مىشود ، اگر چه سيد النبيين ( ص ) او را كافر شمارد و خداى تعالى بفرمايد : * ( « إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا » ) * - مانند خوارج و ناصبيها .
از جمله اخبار صريح در خلافت آن حضرت ، حديثى است كه از ابن حبان با ذكر سند از انس به طور مرفوع در اللئالى المصنوعه نقل شده است :
برادرم و وزيرم و خليفهء پس از من در خانوادهام و بهترين كسى كه پس از خود به جاى مىگذارم كه دين مرا ادا مىكند و وعدهء مرا محقق مىسازد ، على ( ع ) است .
همچنين در همين كتاب از خطيب در المتفق و المفترق و از جوزقانى با سندشان از سلمان نقل مىكند :
از رسول خدا ( ص ) پرسيدم وصى او كيست ؟ فرمود : وصى و مجل اسرار و خليفهء من در ميان خانوادهام و بهترين كسى كه بر جاى مىنهم ، على ( ع ) است .
در اللئالى المصنوعه از ابن جوزى نقل شده است : « حديث اوّل جعلى است و اشكال آن مطربن ميمون اسكانى است و روايت دوّم اكثر راويانش ناشناخته و ضعيف هستند و اسماعيل بن زياد - يكى از راويان آن - متروك مىباشد » .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 318
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٣١٨