تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
احاديث مربوط به آيهء سى و ششم كه در مورد اسباب نزول سورهء نجم بود و برخى از احاديث ثقلين . از جمله ، حديثى كه در مبحث امامت مواقف آمده است : « تو - على - برادر ، وصى خليفهء پس از من و اقامه كنندهء دين من هستى » نويسنده و شارح كتاب مذكور دو پاسخ به حديث داده‌اند . نخست : اين حديث با نصوص موجود در مورد امامت ابو بكر تعارض دارد . دوّم : عدم صحت حديث . زيرا به طور قطع ، نص واضحى بر امامت وجود ندارد ، چرا كه اگر وجود داشت تواتر مىيافت و على با ابو بكر به مخالفت برمىخاست و چگونه امكان داشت كه اصحاب با آن استحكام در عقيده از آن نص روشن پيروى نكنند ؟ در مورد اوّل بر فرض وجود چنين روايتى و دلالت آن برخلافت ابو بكر ، نمىتواند براى ما حجّت باشد ؛ زيرا از احاديث مختص آنهاست بلكه با توجه به اينكه اينان معترفاند كه پيامبر ( ص ) شخصى را جانشين خود قرار نداده ، چنين حديثى دروغ مسلم است . و در مورد دوّم اوّلا : حصول تواتر مشروط به نبودن شبهه است در حالى كه شبهه موجود است و بلكه مهمتر از شبهه ، تعصبى است كه چون خار در چشم مىماند . آيا با وجود نص كتاب خدا مبنى بر انحصار ولايت در خدا ، پيامبر ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) و نص حديث غدير و منزلت و ثقلين و . . . ، اگر كسى انصاف دهد تواتر معنوى را از مجموعهء اين نصوص به دست نمىآورد ؟ بر فرض كه اين نصوص از وضوح و تواتر معنوى بر امامت على ( ع ) برخوردار نباشد ، امكان مطالبهء نصوص واضحتر به واسطهء وجود موانع در آن هنگام نبوده است . زيرا عموم قريش و بسيارى از انصار در صدر اسلام دشمن امير المؤمنين ( ع ) بودند . برخى غاصب حق او ، بعضى كمك كنندهء به غصب ، تعدادى راضى به غصب و باقى افراد ، بى شخصيت و پيرو بودند . تنها انگشت شمارى از آنها طرفدار على ( ع ) باقى ماندند كه آنان نيز از ترس امرا ، نمىتوانستند نص واضح را بيان كنند . حتى بيشتر مردم نيز از امرا ترس داشتند . از اين روست كه ماجراى غدير پوشيده ماند و امير المؤمنين ( ع ) پس از گذشت مدّت كوتاهى ، براى اثبات آن ، مجبور مىشود كه از اصحاب زندهء پيامبر ( ص ) گواهى بطلبد . با وجود اين ، تعدادى از ايشان به دليل دشمنى با امير المؤمنين ( ع ) به نفع او شهادت ندادند و