من خير دنيا و آخرت را برايتان آوردهام و خدا مرا فرمان داده است تا شما را به آن دعوت كنم . پس كداميك از شما مرا در اين امر پشتيبانى مىنمايد ؟ على ( ع ) گفت : اى پيامبر خدا ( ص ) ! من حامى تو در اين امر هستم . پيامبر ( ص ) دست به گردن او گذاشت و فرمود : اين مرد ، برادر و وصى و جانشين من در بين شماست .
پس به او گوش كنيد و از وى پيروى نماييد . مردم با خنده برخاستند و به ابو طالب گفتند : به تو دستور داده است تا از على ( ع ) حرف شنوى و اطاعت نمايى .
اين حديث را طبرى در تاريخ خود ( 1 ) و ابن اثير در كامل ( 2 ) آوردهاند و در كنز العمال ( 3 ) نيز طى حديث ديگرى از ابن جرير نقل شده است كه پيامبر ( ص ) در آن مانند سخن اوّلش فرمود : « اين مرد برادر و وصى و جانشين من در بين شماست . پس به او گوش كنيد و از وى پيروى نماييد . » ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( 4 ) از ابو جعفر اسكافى نقل مىكند كه :
در خبر صحيح از پيامبر ( ص ) روايت شده است كه در ابتداى بعثت على را مأمور ساخت كه طعامى تهيه كند و بنى عبد المطلب را دعوت نمايد . على غذايى تهيه نمود و آنان را دعوت كرد . سپس به آنان تضمين داد كه هر كس او را پشتيبانى و يارى كند او را برادر دينى خود و وصى پس از مرگ خويش و جانشين خويش مىگرداند . همهء حاضران خوددارى كردند و تنها او بود كه پذيرفت . آن گاه پيامبر ( ص ) فرمود : اين مرد ، برادر ، وصى و خليفهء پس از من است مردم با خنده برخاستند و به ابو طالب مىگفتند : از پسرت اطاعت بكن او را امير تو قرار داد .
در همهء اين روايات لفظ خليفه آمده است .
در كنزل العمال خبر ديگرى را از ابن مردويه نقل مىكند كه مشتمل بر لفظ « ولايت » مىباشد ، در اين حديث مىگويد :
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 217 .
( 2 ) . ج 2 ، ص 28 .
( 3 ) . ج 2 ، ص 392 .
( 4 ) . ج 3 ، ص 263 .