تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
مواردى را ذكر خواهيم كرد كه توسط علماى قوم از مسند نقل شده است امّا هم اكنون در مسند يافت نمىشود . از اين گذشته ، اولين حديثى كه مصنّف از ابن مغازلى نقل مىكند عينا در ينابيع الموده ( 1 ) از ابن مغازلى به نقل از سلمان فارسى نيز آورده شده است . همچنين حديث ديگرى شبيه به حديث احمد را با سند خود از ابوذر نقل مىكند . همين طور از صاحب الفردوس با سند خود از سلمان حديثى را كه ابن الحديد نقل كرده نيز نقل مىكند . و حديث ديگرى را مانند حديث احمد از حموينى و موفق بن احمد با سندشان از امير المؤمنين ( ع ) نقل مىكند . سپس از حموينى با سند خود از ابن عباس نقل مىكند : شنيدم كه رسول خدا ( ص ) به على فرمود : « من و تو از نور خدا آفريده شديم » . پس همانطور كه ملاحظه مىكنيد اين اخبار ولو از اين حيث كه اسانيد آن مؤيد يكديگرند ، معتبر مىباشند . و اين محكمترين دليل بر فضيلت امير المؤمنين ( ع ) بر ديگران است . لذا او - با توجّه به تصريح برخى از اين روايات برخلافت و وصايتش - امام مىباشد . اما اينكه فضل گمان كرده كه اخبار متواتر ، منحصر به يك يا دو روايت است ناشى از عدم آشنايى او با اصطلاح است . زيرا اين متواترى كه وى مىگويد ، متواتر لفظى است نه معنوى صرف . و اخبار متواتر معنوى خارج از شمارش است و خود او در اين كتاب مدّعى تواتر برخى از اخبار شده است و مراد مصنّف نيز اين است كه اخبار مربوط به امامت امير المؤمنين ( ع ) تواتر معنوى دارد . اگر چه تمام آنها تواتر لفظى و معنوى ندارد . لذا لازم نيست كه حديث نور ، عينا ، تواتر داشته باشد و اگر كسى مدّعى تواتر معنوى آن مىشد - مانند حديث غدير - دور از صواب نمىبود . جالب اينجاست كه فضل ادعاى تواتر حديث منقول از مسند احمد را به مصنّف نسبت مىدهد در حالى كه حداكثر چيزى كه مىتوان به مصنّف منتسب ساخت دعوى تواتر معنوى حديث نور است آن هم به سبب تعدد راويان و اخراج كنندگان حديث كه يكى از آنان احمد مىباشد . و از اين امر لازم نمىآيد كه آنچه در مسند احمد آمده صحيح باشد تا چه رسد به تواتر آن . جالبتر از اين ، عيبگرفتن فضل از مصنّف دانشمند است و گمان اينكه وى از معارضهء با او نادم
هامش
( 1 ) . ينابيع الموده ، باب اوّل .