مروزى ، حديث كرد براى ما موسى بن جعفر بن محمد از پدرش از جدش به طور مرفوع كه : من و هارون بن عمران و يحيى بن زكريا و على بن ابى طالب از يك گل آفريده شدهايم . اين حديث جعلى است و علَّت آن وجود يك راوى به نام محمد بن خلف است .
جعفر بن احمد بن على بن بيان مىگويد : حديث كرد براى ما عمر طائى ، حديث كرد براى ما پدرم ، حديث كرد براى ما سفيان از داود ابن ابى هند از وليد بن عبد الرحمن از نمير حضرمى از ابوذر ، به طور مرفوع از پيامبر ( ص ) كه : من و على هزار سال پيش از آفرينش آدم در سمت راست عرش خدا از يك نور آفريده شديم . سپس خداوند آدم را آفريد و ما به اصلاب مردان انتقال يافتيم سپس در صلب عبد المطلب قرار گرفتيم . سپس اسم ما از حق اشتقاق يافت . خدا محمود است و من محمّد . خدا اعلى است و على على . اين حديث را جعفر كه مردى رافضى و جعل كننده است ، وضع كرده است .
ملاحظه مىكنيد اين دو حديث غير از آن دو حديثى كه مصنّف آورد و راوى آنها نيز خطيب مىباشد كه با راوى احاديث مصنّف تفاوت مىكند . لذا فضل در نقل از ابن جوزى خيانت كرده است . اگر محمد بن خلف ، راوى حديث نور بود و ابن جوزى در آن طعن زده بود ، سيوطى به خاطر اينكه سبب طعن زدن در آن حديث و حديث اوّل يعنى روايت محمد بن خلف - يكى بود حتما آن را ذكر مىكرد . شاهد بر اين امر آن است كه ذهبى در ميزان الاعتدال در شرح حال محمد بن خلف ، حديث اوّل را همراه با طعن ابن جوزى ذكر مىنمايد . اگر ابن خلف راوى حديث نور بود و ابن جوزى قائل به جعلى بودن حديث بود ، اشارهء ذهبى به اين نكته شايسته تر بود ؛ زيرا اين حديث به فضيلت امير المؤمنين و امامت او ، بيشتر دلالت دارد و ذهبى در انكار امثال آن اهتمام بيشترى دارد .
اگر بپذيريم كه حديث نور را محمد بن خلف روايت كرده و ابن جوزى او را طعن نموده است ، لازم نمىآيد كه همهء راويان اين حديث ، كاذب باشند بلكه متعدد بودن طريق اين حديث دلالت بر صدق آن مىكند . بعلاوه ، شخص ابن جوزى ، خود ، طرف نزاع است و چگونه مىتوان نظر او را در مورد وضعى بودن اين حديث معتبر دانست ؟ و
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 304
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٣٠٤