امير المؤمنين از نزول اين آيه دربارهء خود بىاطلاع بودند . با توجّه به اينكه آنان پائينتر از على قرار داشتند و امامت مفضول در هنگام حضور فاضل جايز نيست و بعلاوه هر دو نفر پيش از پيامبر درگذشتند . لذا بر فرض امكان امامت آن دو تن ، عملا چنين مسئله اى ، موضوعيّت ندارد .
7 - آيهء * ( « وَعَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيماهُمْ » ) * ( 1 ) .
در الصواعق المحرقه هنگام بحث پيرامون اين آيه - به عنوان سيزدهمين آيهء مربوط به اهل بيت - مىگويد :
ثعلبى در تفسير خود با ذكر سند از ابن عباس روايت كرده است : اعراف ، محل مرتفعى از صراط است كه عباس ، حمزه ، على و جعفر بر فراز آن قرار دارند و دوستان خود را از سفيد بودن چهره و دشمنان خود را از سياهى صورت باز مىشناسند .
مانند اين روايت به علاوهء رواياتى از ديگران در ينابيع الموده وجود دارد . در كشف الغمه ذيل آيهء بعدى يعنى : * ( « وَنادى أَصْحابُ الأَعْرافِ رِجالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيماهُمْ » ) * از ابن مردويه با ذكر سند نقل شده است كه على ( ع ) فرمود : « ما اصحاب اعراف هستيم . هر كس را به سيمايش شناختيم وارد بهشت مىسازيم » . دلالت آيهء بر امامت امير المؤمنين - همانطور كه در سه آيهء گذشته اشاره كرديم و در آيهء سى و دوّم توضيح داديم - واضح است . البته اگر چه عباس پس از پيامبر ( ص ) هم زنده بود امّا مطلب فوق با عدم صلاحيّت عباس جهت امامت از نظر ما ، منافات ندارد . زيرا او از اينكه جزو اصحاب اعراف است بى اطلاع بود و بر فرض اطلاع هم ، مفضول بودن او مانع از امامتش مىشد تا چه رسد به عدم عصمت او كه امرى واضح است .
8 - آيهء * ( « أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ » ) * ( 2 ) .
هامش
( 1 ) . اعراف / 46 .
( 2 ) . جاثيه / 20 .