مشتمل بودن سلسلهء راويان يك حديث بر افراد ناشناخته - از نظر ايشان - نمىتواند موجب جعلى شمردن آن گردد ؛ زيرا در اين صورت ، بايد بسيارى از احاديث صحاح ششگانه را جعلى دانست . ما در مقدمهء كتاب علاوه بر نقل تعدادى از افراد ناشناخته اى كه در صحاح ششگانه از آنان حديث نقل كردهاند ، موثّق بودن كسانى كه فضايل اهل بيت يا رذايل دشمنانشان را نقل كردهاند نيز اثبات نمودهايم .
از اينجا ، روشن مىشود كه تكذيب حديث از سوى ذهبى - به واسطهء مشتمل بودن سند آن بر افراد ناشناخته - بىمورد است . وى در ذيل حديث به شرح حال محمّد بن عمر و حوضى در كتاب ميزان الاعتدال اشاره مىكند . دلالت آيه بر مطلوب از دو جهت است :
نخست : على را « ماه » مىنامد و ماه پس از خورشيد نورانىترين كرات است كه اشاره به برترى او نسبت به امت و منفعت فراوان او براى مردم دارد و فرد افضل ، امام است .
خصوصا با توجّه به اينكه خداى تعالى مىفرمايد : * ( « إِذا تَلاها » ) * . يعنى على به دنبال پيامبر مىآيد و تالى او در خلافت و فضيلت و سودمندى براى امت است . در غير اين صورت ، شرط مذكور در آيه چندان فايده اى به همراه ندارد .
دوّم : در اين روايت از بنى اميه به شب تعبير شده است كه به تاريكى حكومت آنان اشاره دارد و عثمان يكى از آنان مىباشد .
12 - آيهء * ( « رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » ) * ( 1 ) .
سيوطى در الدر المنثور مىگويد : ابن مردويه و خطيب و ابن عساكر با ذكر سند نقل مىكنند كه اسماء بنت عميس گفت : رسول خدا ( ص ) را ديدم كه در برابر ثبير ايستاده و مىگويد : اشرق ثبير ، اشرق ثبير ، آن گاه فرمود :
خدايا ! همانطور كه برادرم موسى ( ع ) از تو خواست من نيز از تو مىخواهم كه سينهام را فراخ سازى و كارم را آسان گردانى و گره از زبانم بگشايى تا سخن مرا بفهمند و از خاندان من ، برادرم على را وزير من قرار دهى تا قدرتم را با او محكم نمايم و او را در كار من شريك فرمايى تا تو را بسيار تسبيح كنيم و بسيار به ياد
هامش
( 1 ) . طه / 26 .