خنديدند و با چشم به يكديگر اشاره نمودند و نزد اصحاب خويش بازگشتند و گفتند : امروز آن مرد بىموى را ديديم و سپس خنديدند . پيش از آنكه على ( ع ) به خدمت رسول خدا ( ص ) برسد اين آيه نازل شد .
مانند همين روايت در الكشاف به چشم مىخورد . دلالت اين آيه نيز بر مطلوب به اعتبار تمام آيات است كه در ادامهء سوره مىفرمايد : * ( « فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ عَلَى الأَرائِكِ يَنْظُرُونَ » ) * ( 1 ) كه اين آيه دلالت دارد كه به على مژدهء بهشت داده شده است و همانطور كه گذشت اين مژده دالّ بر امامت اوست . بدون شك اهتمام كتاب خدا به امور مربوط به على ( ع ) حتى در مورد مسئلهء به ظاهر كوچكى چون اين حادثه ، بزرگترين دليل بر عظمت آن بزرگوار در نزد خدا و برترى او از تمام امت است .
11 - سورهء و الشمس .
سيوطى در الئالى المصنوعه از خطيب در السابق و اللاحق با سند مرفوعش از ابن عباس نقل مىكند كه پيامبر فرمود :
نام من در قرآن : * ( « وَالشَّمْسِ وَضُحاها » ) * ( 2 ) است و نام على : * ( « وَالْقَمَرِ إِذا تَلاها » ) * ( 3 ) و نام حسن و حسين * ( « وَالنَّهارِ إِذا جَلَّاها » ) * ( 4 ) و نام بنى اميه : * ( « وَاللَّيْلِ إِذا يَغْشاها » ) * ( 5 ) خداوند مرا فرستادهء خويش در ميان خلق نهاد . . . پرچم خدا تا روز قيامت در ميان ما و پرچم شيطان تا روز رستاخيز در ميان بنى اميه برپا خواهد ماند .
آنان دشمن ما هستند و پيروانشان ، دشمن پيروان ما .
سپس سيوطى مىافزايد : خطيب اين حديث را ناشناخته و بلكه جعلى مىشمارد و حوضى و موسى و پدر او را كه از راويان اين روايت هستند ، مجهول الهويّه مىداند . به نظر من ، ناشناخته دانستن آنان اعتبار ندارد . زيرا آنان چون حق را انكار مىكنند اين حديث را ناشناخته مىشمارند .
هامش
( 1 ) . مطففين / 35 .
( 2 ) . شمس / 1 .
( 3 ) . شمس / 2 .
( 4 ) . شمس / 3 .
( 5 ) . شمس / 4 .