تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
هو النبأ العظيم و فلك نوح و باب اللَّه و انقطع الخطاب
اما اينكه گمان كرده است كه سؤال از ولايت على ( ع ) در قبر ثابت نيست ، گمان نادرستى است و در اثبات اين امر ، روايت مذكور كه احاديث مربوط به آيهء يازدهم - * ( « وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ » ) * ( 1 ) - هم مؤيد است كفايت مىكند . و اينكه مىگويد : اگر قرار بود از ولايت على ( ع ) پرسيده شود شايسته بود كه رسول خدا ( ص ) و تواتر اين مطلب را به ما بياموزاند ؛ در پاسخ بايد گفت كه رسول اكرم ( ص ) در اين روايت و امثال آن اين مطلب را به ما آموخته است و در نزد ما از تواتر برخوردار است اگر چه از نظر آنان متواتر نمىباشد . زيرا بر خلاف رأى پادشاهان ايشان است . چگونه مىشود كه از ولايت و امامت على ( ع ) سؤال نشود ، در حالى كه امامت مانند نبوّت از اركان ايمان و اصول دين به شمار مىرود . پس اگر از امامت على ( ع ) پرسش مىشود و به مرده مىگويند : امامت كيست ؟ معلوم مىگردد كه على ( ع ) امام است نه خلفاى پيش از وى ، زيرا بهتر بود كه از امامت آنها سؤال مىشد . و روايت ابن مسعود نيز از جانب خود آيهء تأييد مىگردد ، زيرا در آيهء شريفه مىفرمايد : * ( « لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ » ) * يعنى جانشين ساختن را به خدا نسبت مىدهد ؛ كه اين امر به ظاهر با عقيدهء ما در باب امامت مطابقت دارد نه با عقيدهء اين قوم ؛ زيرا امامت از نظر ايشان تنها از طريق انتخاب ثابت مىشود نه از طريق تعيين خليفه از سوى خدا . بعلاوه آيه تصريح دارد كه خليفه ، دينى را كه مورد رضايت خداست در زمين حاكم مىكند ، و اين امر مشروط به شناخت تمام دين مىباشد در حالى كه هيچ يك از سه خليفهء اوّل چنين نبودند . از اين سه بدتر ، پادشاهان عرب از قبيل معاويه ، يزيد ، وليد و امثال آنهاست . با وضوح بيشترى مىتوان دريافت كه نه تنها مراد از خليفه در آيهء مورد بحث اين افراد نيستند ، بلكه اينان مشمول آيه بعدى هستند كه مىفرمايد : * ( « وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ » ) * كما اينكه زمخشرى در تفسير اين آيه مىگويد : « خدا به وعده اش تحقق بخشيد و آنان را بر جزيرة العرب مسلط ساخت . پس از آن سرزمينهاى شرق و غرب را فتح كردند و حكومت كسرىها را درهم پاشيدند و مالك خزانه‌هاى آنان
هامش
( 1 ) . صافات / 24 .