تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
نمىتوان با اين حديث اثبات نمود . من مىگويم : حافظ محمّد بن موسى از علماى قوم است و همانطور كه مصنّف در مطاعن صحابه ذكر خواهد نمود ، تفاسير دوازده گانه از جمله مشهورترين تفاسير گذشتگان ايشان به شمار مىرود . لذا انكار فضل ، انكار بىموردى است و به گمان من ، فضل ، كتاب حافظ محمّد بن موسى را نديده و همين طور چشم بسته آن را انكار نموده است . مؤيد اين روايت ، حديثى است كه در ينابيع الموده از تفسير ثعلبى از جابر بن عبد اللَّه نقل شده است كه على ( ع ) فرمود : « ما ، اهل ذكر هستيم » . واژهء « ذكر » در قرآن كريم در اينجا با دو معنى تناسب دارد و هر دو معنى را امام صادق ( ع ) در حديثى يادآورى نموده‌اند . آن حضرت مىفرمايد : ما اهل ذكر هستيم به دو معنى . معناى نخست ذكر رسول خداست . خداى تعالى مىفرمايد : * ( « قَدْ أَنْزَلَ الله إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ الله » ) * ( 1 ) و معناى دوّم ذكر ، قرآن است كه در كتاب خدا موارد آن بسيار است . مانند اين آيات : * ( « وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ » ) * ( 2 ) و * ( « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَه لَحافِظُونَ » ) * ( 3 ) . واضح است كه اهل بيت مطابق سخن امام صادق ( ع ) به هر دو معنى ، اهل ذكر محسوب مىشوند ؛ زيرا آنان اهل رسول خدا ( ص ) و اهل قرآن هستند ، چرا كه علم قرآن نزد ايشان قرار دارد و قرآن و اهل بيت دو ثقل جدايى ناپذيرند . آنچه در اين آيه بهتر به نظر مىرسد ، معناى دوّم است . اگر چه داخل شدن رسول خدا ( ص ) در اهل ذكر با اراده كردن معناى اوّل ، مطابق روايتى كه مصنّف نقل مىكند به خاطر اطلاق اهل رسول خدا ( ص ) بر معنايى كه از باب تغليب شامل خود حضرت هم مىگردد ، منافاتى ندارد ، لذا به هر دو معنى ، فرمان خدا - مبنى بر پرسيدن از ايشان - دليل بر علم فراوان و امتياز و برترى ايشان بر مردم است . از اين رو امامت در ميان ايشان مىباشد . با اينكه اين قسمت از حديث : « به خدا سوگند هيچ شخصى مؤمن ناميده نشد مگر اينكه كرامتى از امير المؤمنين ( ع ) كسب نمود » در بردارندهء فضيلت على ( ع ) بر ديگران است و هيچ سخنى به اين گويايى وجود ندارد . و جملهء آخر حديث : « آنان اهل
هامش
( 1 ) . طلاق / 10 . ( 2 ) . نحل / 44 . ( 3 ) . حجر / 9 .